یعنی چه
در زبان فارسی، جثه بیشتر به حجم، هیکل، ساختار فیزیکی و اندازهٔ بدن موجودات زنده (انسان یا حیوان) اشاره دارد. با این حال، در ریشهٔ عربی آن، این واژه غالباً به معنی پیکر بیجان، جسد و تن مرده به کار میرود.
مترادف
با توجه به کاربرد واژه در فارسی و عربی، کلماتی مانند هیکل و تن برای موجود زنده و جسد و جنازه برای متوفی مترادف آن هستند.
متضاد
در مفهوم عام و مادی، متضاد آن روح و جان است. در ترکیبهای توصیفی نیز اصطلاحاتی مانند کوچکجثه در برابر بزرگجثه قرار میگیرند.
هم خانواده
واژهٔ «جُثَث» به عنوان جمع تکسیر آن در زبان عربی کاربرد دارد. همچنین واژهٔ «اجتثاث» از همین ریشهٔ لغوی مشتق شده است.
ریشه
این واژه وامواژهای عربی از جذر «ج ث ث» است. در عربی کلاسیک، «جَثّ» به معنای کندن و ریشهکن ساختن است و به بدن انسان از آن جهت جثه میگویند که گویی از زمین کنده شده و برپا ایستاده است.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی با ضمهٔ حرف اول و تشدید و فتحة حرف دوم (جُثَّه) تلفظ میشود.
به انگلیسی
بسته به اینکه جثه برای موجود زنده (هیکل و اندازه) یا موجود مرده (جسد) به کار رود، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
به فارسی
معادلهای اصیل و دقیق فارسی برای این واژه شامل تن، هیکل، اندام و کالبد هستند که ویژگیهای فیزیکی بدن را توصیف میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل جثة
واژهٔ «جثه» یک وامواژهٔ عربی در زبان فارسی است که دچار تحول معنایی جالبی شده است. در زبان مبدا (عربی)، این کلمه بیشتر به معنای جسد، تن بیجان و پیکر مرده به کار میرود؛ اما در زبان فارسی، معنای آن گسترش یافته و عموماً به ساختار فیزیکی، هیکل، اندام و حجم بدنی موجودات زنده، اعم از انسان و حیوان، اطلاق میشود.
از نظر ریشهشناسی، این کلمه از مادهٔ «ج-ث-ث» مشتق شده که در اصل به معنی کندن و ریشهکن کردن است. اگرچه خودِ کلمهٔ جثه در متن قرآن کریم نیامده، اما فعلِ همریشهٔ آن یعنی «اجْتُثَّتْ» (به معنی ریشهکن شدن) در سوره ابراهیم دیده میشود. در ادبیات فارسی این واژه برای توصیف ویژگیهای ظاهری و فیزیکی انسان و جانداران (مانند تعابیر عظیمالجثه یا نحیفالجثه) کاربرد فراوانی دارد.