یعنی چه
در زبان فارسی به نوشیدنی الکلی و مستکنندهای گفته میشود که معمولاً از تخمیر عصاره انگور یا سایر میوهها به دست میآید. اما در زبان عربی و کاربرد قرآنی، معنای عام دارد و به هر نوع مایع قابل آشامیدن (مانند آب، آبمیوه یا عسل) اطلاق میشود.
مترادف
واژههای متعددی در زبان و ادبیات فارسی برای اشاره به این مفهوم به کار رفتهاند که هر کدام ویژگی یا حالت خاصی از آن را توصیف میکنند.
ریشه
این کلمه از زبان عربی وارد فارسی شده و مشتق از ریشه «ش-ر-ب» (شُرب) است که مفهوم نوشیدن و آشامیدن دارد. واژگانی چون مشروب، شارب، تشریب و اشربه نیز با آن همخانواده هستند.
در جدول
در معماها و جداول متقاطع، بسته به تعداد حروف درخواستی، واژههای شراب، می یا باده به عنوان پاسخ قرار میگیرند.
به انگلیسی
برای شراب حاصل از انگور واژه Wine دقیقترین معادل است، در حالی که برای مطلق نوشیدنیهای الکلی از Alcoholic drink یا Liquor استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به باده مستکننده از واژه «خمر» استفاده میشود، چرا که واژه «شراب» در این زبان به هر مایع قابل نوشیدنی اشاره دارد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژه Şarap عینا برای اشاره به شراب الکلی به کار میرود.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و تصوف، شراب نماد عشق راستین، معرفت شهودی و جذبههای الهی است که سالک را از خودپرستی و عقل ظاهربین رها میسازد. در فرهنگ عامه و باستانی نیز گاه نماد طرب، خوشباشی و باروری بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل شراب
واژه «شراب» از ریشه عربی «ش-ر-ب» به معنای نوشیدن است. جالب اینجاست که این واژه در زبان عربی و متن قرآن کریم، معنایی عام دارد و به هر نوع مایع آشامیدنی پاک یا ناپاک (مانند آب باران، عسل یا آب جوشان جهنم) اطلاق میشود؛ در حالی که قرآن برای مایع مستکننده از واژه «خمر» استفاده کرده است. با این حال، در زبان فارسی این واژه تغییر معنایی یافته و به طور خاص برای نوشیدنیهای الکلی حاصل از تخمیر میوهها به کار میرود.
این کلمه در فرهنگ و ادبیات فارسی جایگاهی بسیار برجسته دارد. در شعر کلاسیک، به ویژه در اشعار حافظ و مولانا، شراب از معنای مادی خود فراتر رفته و به عنوان یک نماد کلیدی در میخانه عشق و عرفان تجلی مییابد؛ جایی که صوفیان با نوشیدن «شراب طهور» یا «باده معرفت» به فنا فی الله و مستی روحانی میرسند و از عقل مصلحتاندیش دنیا فاصله میگیرند.