یعنی چه
عبارت «مسخر گرداندن» یک ترکیب فعلی در زبان فارسی است که بیشتر به معنای رام کردن، مطیع ساختن، تحت فرمان درآوردن و به تصرف خود درآوردن به کار میرود. این واژه در متون کهن و عرفانی غالباً به معنای تسخیر و غلبه است و با مفهوم تمسخر و دلقکبازی تفاوت دارد، هرچند در بافتهای خاصی میتواند به معنای به ریشخند گرفتن هم باشد.
تلفظ
این عبارت از دو بخش تشکیل شده است: واژه اول «مُسَخَّر» (تلفظ: mo-sakh-khar) که اسم مفعول از ریشه عربی تسخیر است، و واژه دوم «گَرداندَن» (تلفظ: gar-dān-dan) که فعلی فارسی است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، اگر با راهنمای رام کردن، مطیع ساختن یا تحت فرمان درآوردن مواجه شدید و تعداد حروف ۱۱ حرف بود، پاسخ «مسخر گرداندن» است. کلمات مترادف دیگری مانند تسخیر کردن یا مطیع کردن نیز بسته به تعداد حروف میتوانند پاسخ باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم مسخر گرداندن یا تحت انقیاد درآوردن از افعالی مانند subjugate (تحت سلطه درآوردن) یا subdue (رام کردن و فرونشاندن) استفاده میشود.
به عربی
ریشه اصلی این واژه عربی است. در زبان عربی فعل «سَخَّرَ» یا مصدر «تَسخیر» و «إخضاع» دقیقاً همین معنای رام کردن و تحت فرمان درآوردن را منتقل میکنند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و فرهنگ نمادها، مسخر گرداندن پدیدهها نمادی از غلبه عقل و روح بر نفس اماره است. همچنین در روایات اساطیری و مذهبی، مسخر گرداندن باد، جن و وحوش، نماد بارز پادشاهی، اقتدار و ولایت تکوینی حضرت سلیمان (ع) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مسخر گرداندن
عبارت «مسخر گرداندن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که ریشه بخش اول آن (مسخر) به زبان عربی و مفهوم تسخیر و انقیاد بازمیگردد. این واژه در درجه اول به معنای تحت فرمان درآوردن، مطیع ساختن و رام کردن نیروهای طبیعی یا افراد است و نباید آن را با واژه همشکل دیگر که به معنی تمسخر و ریشخند است اشتباه گرفت، هرچند هر دو از یک ریشه لغوی مشتق شدهاند.
در فرهنگ اسلامی و آیات قرآن کریم، این واژه جایگاه ویژهای دارد؛ چرا که خداوند بارها از مسخر کردن خورشید، ماه، شب و روز برای انسان سخن گفته است که نشاندهنده نظم کیهانی و قرار گرفتن مواهب طبیعت در خدمت بشر است. از سوی دیگر، در متون عرفانی این اصطلاح به کنترل درآوردن خواهشهای نفسانی توسط روحِ برتر تعبیر میشود.
در بازیهای فکری و جدول کلمات متقاطع، این عبارت ۱۱ حرفی به عنوان پاسخ برای واژههایی نظیر رام کردن، ذلیل و مقهور ساختن یا به تصرف درآوردن استفاده میشود و شناخت ابعاد مختلف معنایی آن به درک بهتر متون کلاسیک فارسی کمک شایانی میکند.