یعنی چه
واژه نفور در لغت به معنی کسی است که از چیزی ابا دارد، به شدت از آن دوری میجوید و یا دچار رمیدگی و بیزاری شده است. این کلمه هم به صورت صفت (گریزان) و هم به صورت مصدر (بیزاری و انزجار) در متون به کار میرود.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی بسته به کاربرد آن تلفظ میشود؛ در صورتی که به معنای فرد گریزان و متنفر (صفت) باشد «نَفور» و در صورتی که به عنوان مصدر عربی به معنای رمیدن و دوریگزینی باشد «نُفور» تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه نفور به عنوان پاسخ واژههایی چون رمنده، گریزان، متنفر یا اسب چموش کاربرد دارد و خود یک کلمه ۴ حرفی است.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم نفور در زبان انگلیسی، بسته به میزان شدت دوریگزینی و انزجار، از صفتهایی مانند Averse یا Disgusted استفاده میشود.
به عربی
خود کلمه نفور ریشه عربی دارد. در زبان عربی فصیح از صفتهای نافِر و مُتَنَفِّر برای شخص گریزان، و از مصدرهای كراهية و اشمئزاز برای بیان حس بیزاری استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل رمنده (به ویژه برای حیوانات)، بیزار، منزجر، رویگردان و گریزان است که تداعیکننده دوری جستن عاطفی یا فیزیکی از یک امر ناخوشایند است.
جمعبندی و توضیح کامل نفور
واژه «نفور» ریشهای عربی از سه حرف (ن-ف-ر) دارد که در اصل به معنای رمیدن، کوچ کردن و با شتاب دور شدن است. این واژه در ادبیات فارسی هم به عنوان مصدر (نُفور) به معنی بیزاری، انزجار و رویگردانی و هم به عنوان صفت (نَفور) به معنی شخص یا حیوان گریزان و چموش به کار میرود. در فرهنگ عامه و ادبیات، نفور نماد گسست عاطفی، وحشت ناگهانی یا طبیعت رمنده است؛ همانطور که سعدی میگوید: «ما در تو گریزان و تو از خلق نفوری».
علاوه بر کاربرد ادبی، این کلمه در قرآن کریم نیز چندین بار به صورت مصدر به کار رفته و به شدتِ رمیدگی، گریز و اعراض انسانها از حق و ایمان اشاره دارد. متضادهای معنایی آن واژههایی چون مشتاق، مایل، مأنوس و راغب هستند که نشاندهنده گرایش و الفت قلبی میباشند.