یعنی چه
پروردن در زبان فارسی به معنای رساندن یک موجود (اعم از کودک، گیاه یا جانور) به رشد و کمال از طریق تغذیه، مراقبت، آموزش و تربیت است. این واژه در صنایع غذایی نیز به معنی خواباندن مواد در مایه یا پختن آن در عسل و شکر (مانند زیتون پرورده) کاربرد دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت parvardan است که در آن فاعل یا بن مضارع آن «پرور» (parvar) میباشد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، بسته به تعداد حروف خواسته شده، خود واژه «پروردن» یک پاسخ ۶ حرفی است. همچنین واژههایی نظیر تربیت، تغذیه و تیمار نیز به عنوان طراحان جدول برای این معنا استفاده میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژههای متعددی بسته به بافت متن معادل پروردن هستند؛ To nurture بهترین معادل برای رشد عاطفی و جسمی است و To raise و To rear برای بزرگ کردن فرزند به کار میروند.
به فارسی
برگردانها و واژههای همارزِ خالصِ فارسی برای این مصطلح شامل «پرورش دادن»، «بار آوردن»، «بزرگ کردن» و «تیمار داشتن» است که همگی بر جنبهی نگهداری و رشد دلالت دارند.
نماد چیست
این کلمه به طور خاص دارای یک نماد گرافیکی یا باستانی ثبتشده نیست؛ اما در مفاهیم بصری و فرهنگی، علائمی چون «جوانه در میان دستها» یا «آغوش مادر» مفهوم پروردن را تداعی میکنند. در ادبیات فارسی نیز مجازاً نماد پرورش روح، عشق و اندیشه است.
جمعبندی و توضیح کامل پروردن
واژهٔ «پروردن» یکی از کارآمدترین و اصیلترین مصادر زبان فارسی است که ریشه در زبان پهلوی و فارسی میانه (parwardan) دارد. این واژه در بنیاد معنایی خود به معنای حفاظت کردن، غذا دادن و به کمال رساندن یک موجود است. در فرهنگ ایرانی، پروردن تنها به بعد جسمانی مادی خلاصه نمیشود، بلکه ابعاد روحی، اخلاقی و تربیتی را نیز در بر میگیرد که نمونههای آن در ترکیبهایی چون جانپروردن و دلپروردن در شعر مشهود است.
اگرچه خود مصدر پروردن در متن عربی قرآن وجود ندارد، اما صفت فاعلی مشتق از این ریشه یعنی «پروردگار»، دقیقترین و کهنترین معادل برای واژه قرآنی «رَب» به شمار میرود؛ چرا که رب در لغت به معنای مالک و مربیای است که سوقدهندهٔ مخلوقات به سوی کمال است. در زبانهای دیگر مانند انگلیسی، مفاهیمی چون nurture و foster ابعاد عاطفی و مراقبتی این واژه را به درستی منتقل میکنند.