یعنی چه
لباس در زبان فارسی به هر نوع پوششی گفته میشود که انسان بر تن میکند. این واژه هم به صورت عام برای کل سیستم پوشش و هم به صورت خاص برای یک تکه جامه به کار میرود و نقشی کلیدی در حفاظت از بدن، حفظ حیا و ابراز هویت فردی و اجتماعی دارد.
مترادف
واژههای فوق در متون کهن و معاصر فارسی همگی به معنای امر پوشاندن بدن یا خودِ شیء پوشیدنی به کار میروند.
متضاد
برای واژه لباس متضاد مستقیم شیئی وجود ندارد، اما از نظر وضعیت و حالت، کلمات برهنگی و عریانی به عنوان نقطهی مقابل پوشیدگی استفاده میشوند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی عربی (ل ب س) مشتق شدهاند که در برگیرنده مفاهیم پوشیدن، پوشاندن یا آمیختگی هستند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و از فعل ثلاثی مجرد «لَبِسَ» به معنی پوشیدن گرفته شده است که پس از ورود به زبان فارسی، به طور گسترده در مکالمات روزمره و ادبیات جا افتاده است.
جمله سازی
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «پوشاک» یا «جامه»، واژه ۴ حرفی «لباس» یک جواب استاندارد و قطعی است.
به انگلیسی
بسته به نوع متن و رسمی بودن آن، میتوان از معادلهای متنوعی در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به عربی
اگرچه خود کلمه «لباس» در عربی فصیح به کار میرود، اما در گفتگوی روزمره و متنهای مختلف از ملابس و ثیاب بیشتر استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل لباس
لباس یکی از اساسیترین نیازهای بشر از ابتدای تاریخ تا به امروز بوده است. این واژه که از ریشه عربی وارد زبان فارسی شده، در ظاهر به معنای جامه، تنپوش و هر وسیلهای است که برای پوشاندن کالبد فیزیکی انسان و محافظت از آن در برابر عوامل طبیعی به کار میرود. با این حال، مفهوم لباس در طول زمان فراتر از یک نیاز مادی رفته و به ابزاری برای ابراز هویت فرهنگی، جایگاه اجتماعی و آراستگی بدل شده است.
در فرهنگ معنوی و متون شریف مانند قرآن کریم، واژه لباس کاربردهای استعاری عمیقی دارد؛ برای نمونه شب به عنوان لباسی برای آرامش زمین، همسران به عنوان لباسی برای رازپوشی و حفاظت از یکدیگر، و تقوا به عنوان والاترین لباس برای روح انسان توصیف شده است. این نگاه نشان میدهد که لباس علاوه بر بعد ظاهری، نمادی از امنیت، حیا و پنهانکننده عیوب نیز به شمار میرود.