یعنی چه
واژه دلنگون (شکل عامیانه دلنگان یا دلنگو) به معنی هر چیزی است که از جایی آویزان و معلق باشد و ثبات کافی نداشته باشد. این کلمه در زبان عامیانه و بسیاری از گویشهای ایرانی به کار میرود و گاهی به معنای بلاتکلیف یا وابسته نیز استفاده میشود.
تلفظ
این واژه در گویش عامیانه به صورت دِ لَ نْ گُونْ تلفظ میشود که شکل کتابی و اصیلتر آن «دِلَنگان» یا «دِلَنگو» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه دلنگون به عنوان پاسخ ۶ حرفی برای راهنماهایی مثل «آویزان» یا «معلق» کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این کلمه نشاندهنده حالت تعلیق و آویزان بودن یک شیء از یک نقطه ثقل هستند.
به فارسی
برگردانها و واژههای هممعنی فارسی اصیل برای این کلمه شامل آویزان، آویخته، آونگ، معلق و نااستوار است. همچنین واژههای هم-خانواده آن دلنگان و دلنگو هستند.
نماد چیست
در ادبیات عامیانه و استعارهها، دلنگون کنایه از بلاتکلیفی، ناپایداری و قرار گرفتن میان دو حالت است. همچنین به کسی که به طور افراطی به چیزی یا کسی وابسته شده و خود را به آن تحمیل کرده، دلنگون میگویند.
جمعبندی و توضیح کامل دلنگون
واژه «دلنگون» یک صفت فاعلی گویشی و عامیانه در زبان فارسی است که از صورت کتابی و کهن «دلنگان» یا «دلنگو» ریشه گرفته است. این کلمه به طور دقیق به مفهوم آویزان بودن، معلق بودن و عدم استقرار یک شیء دلالت دارد و در بسیاری از گویشهای محلی ایران نظیر مازندرانی، مشهدی و اصفهانی با اندکی تفاوت در کاربرد شنیده میشود.
از نظر معنایی و کنایهای، این واژه در میان مردم برای توصیف وضعیتهای نامشخص و پادرهوا به کار میرود؛ به طوری که فرد یا شیءِ مورد نظر ثبات و پایگاه محکمی ندارد. در حل جدول نیز این کلمه شش حرفی به عنوان هممعنی واژگانی چون آویخته و معلق کاربرد زیادی دارد.