یعنی چه
واژه بَصْع در لغتنامهها به چند معنی آمده است: نخست، شکاف بسیار تنگی که حتی آب نیز در آن نفوذ نمیکند. دوم، فاصله و فضای خالی میان انگشت سبابه (اشاره) و انگشت وسطی. همچنین این واژه در صورتهای دیگر به معنای پارهای از شب نیز به کار رفته است.
تلفظ
این واژه در معانی اصلی خود مانند شکاف یا فاصله انگشتان به صورت بَصْع (بَ - صْ - عْ) تلفظ میشود. در برخی معانی دیگر مانند پارهای از شب، تلفظ بِصْع نیز برای آن ثبت شده است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «شکاف تنگ» یا «فاصله میان انگشت اشاره و وسط»، واژه سه حرفی «بصع» مد نظر است.
به انگلیسی
برای انتقال مفاهیم مختلف واژه بصع در زبان انگلیسی، بسته به کاربرد میتوان از واژگان Gap یا Slit برای شکاف و عبارتهای توصیفی برای فاصله انگشتان استفاده کرد.
به عربی
از آنجا که این واژه ریشه عربی دارد، در فرهنگهای لغت عربی مستقیماً به صورت الشق الضيق یا فاصله بین دو انگشت اشاره و میانی معنا میشود.
به فارسی
برگردان و برابرهای دقیق فارسی این واژه شامل کلماتی چون شکاف، درز، فاصله، فضا و بخشی از شب میشود که بسته به سیاق متن جایگزین آن میگردند.
نماد چیست
برای واژه بصع در ادبیات نمادین یا فرهنگ عامه، نمادگذاری یا مظهر خاصی ثبت نشده و یک واژه با کاربرد لغوی و معنایی محض است.
جمعبندی و توضیح کامل بصع
واژه «بَصْع» یک لغت ذاتاً عربی است که به فرهنگ لغات فارسی (مانند لغتنامه دهخدا) راه یافته است. این کلمه عمدتاً دو معنای فیزیکی و ملموس دارد؛ اولی به معنای شکاف بسیار باریک و تنگی است که منفذی برای ورود آب ندارد و دومی اشاره به فضای خالی میان دو انگشت سبابه و وسط دارد. همچنین در ساختارهای دیگر زبانی به عنوان ابزار تأکید به معنی «همگی» (در قالب أبصع) نیز کاربرد دارد.
نکته مهم در بررسی این واژه، عدم اشتباه آن با واژه قرآنی «بَضْع» (با حرف ضاد) است که به معنای چند یا تعدادی (بین ۳ تا ۹) در قرآن کریم آمده است؛ واژه «بصع» با حرف صاد در متن قرآن وجود ندارد. این کلمه در زبان فارسی بیشتر کاربرد لغوی و جدولی دارد و در مکالمات روزمره رایج نیست.