یعنی چه
واژه «آوردن» در زبان فارسی به معنای منتقل کردن شیء، شخص یا مفهومی به سوی گوینده یا یک مقصد مشخص است. در متون کهن ادبی نیز این واژه بارها به معنی نقل کردن، روایت کردن و بیان کردن (مانند حکایت آوردن) به کار رفته است.
مترادف
از مهمترین واژههای هممعنی و مترادف با آوردن میتوان به اتیان، جلب، احضار (در معنای حاضر کردن) و همچنین اقامه و ابراز (در معنای نشان دادن و به میان آوردن دلیل یا برهان) اشاره کرد.
در جدول
پاسخ دقیق و پنج حرفی برای این واژه در حل جداول کلمات متقاطع، خودِ کلمه «آوردن» است. همچنین واژههای متقاطعی نظیر اتیان یا جلب نیز ممکن است به عنوان گزینههای موازی مد نظر قرار گیرند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی رایجترین معادل برای فعل آوردن واژه To bring است. زمانی که منظور رفتن به جایی، برداشتن چیزی و سپس آوردن آن باشد، از فعل To fetch استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی با توجه به سیاق متن از واژههای مختلفی استفاده میشود؛ ریشه «أتی» و «جاء» کاربرد فراوانی دارند. همچنین کلمه «وارد» در زبان عربی (مانند آیات قرآن) به کسی گفته میشود که پیشقراول کاروان برای آب آوردن است.
نماد چیست
فعل «آوردن» یک مفهوم حرکتی و کارکردی در زبان فارسی است و در بستر آیینها، اسطورهها یا فرهنگ عامیانه به عنوان یک نماد مجرد یا سمبلیک شناخته نمیشود.
جمعبندی و توضیح کامل آوردن
واژه «آوردن» یکی از افعال اصیل و ریشهدار زبان فارسی است که از پارسی میانه (پهلوی) به صورت āwurtan به ما رسیده است. ریشه عمیقتر آن در زبانهای هندواروپایی ترکیبی از یک پیشوند به معنای «به این سو» و ریشهای به معنای «حمل کردن و بار برداشتن» است که در مجموع معنای انتقال فیزیکی یا مفهومی چیزی را به سمت مقصد انتقال میدهد.
این کلمه علاوه بر کاربرد روزمره در معنای جابهجایی اشیاء، در ادبیات کلاسیک فارسی بارها در معنای روایت کردن داستان، اقامه کردن برهان و ابراز کردن سخن به کار رفته است. معادلهای دقیق آن در زبانهای عربی و انگلیسی به خوبی گستردگی معنایی آن را در بستر انتقال و حاضر کردن نشان میدهند.