معنی
این واژه در متون کهن عربی و فقهی به دو صورت ریشهای کاربرد دارد؛ در یک معنا به مفهوم سرعت گرفتن، پاره کردن و اختلاس کردن است و در معنای دیگر (از ریشه علل) به چیزی که دچار نقص، علت یا بیماری شده باشد اشاره میکند.
یعنی چه
در لغت جاهلی و متون کهن لغوی، معل به معنای شتابزدگی و غافلگیری در ربودن مال یا کلام است. در اصطلاحات تخصصی علوم حدیث نیز به حدیثی مَعَلّ یا معلل میگویند که ظاهری صحیح دارد اما در باطن دارای ضعفی پوشیده است.
مترادف
با توجه به دو وجهی بودن معنای کلمه، مترادفهای آن از سوئی به شتاب و سرعت و از سوی دیگر به نقص و بیماری اشاره دارند.
متضاد
در معنای سرعت، متضادهای آن درنگ و کندی است و در معنای اصطلاحی و فقهی، واژههایی چون صحیح و بیعیب در نقطه مقابل آن قرار میگیرند.
هم خانواده
مشتقات این واژه در زبان عربی بسیار محدود هستند اما در صورت ارجاع به ریشه اصلی (ع-م-ل یا ع-ل-ل)، واژگان آشناتری به عنوان همخانواده مطرح میشوند.
ریشه
این واژه ریشه اصیل فارسی ندارد. در لغتنامههای کلاسیک عربی مانند لسانالعرب، یک ریشه ثلاثی مجرد به صورت مَعْل وجود دارد. در مباحث فقهی و حدیثی نیز مشتقی از ماده عِلّة به شمار میرود.
جمله سازی
تلفظ
بسته به کاربرد متنی، این واژه در معنای شتاب و ربایش به صورت مَعَل یا مَعْل، و در اصطلاح فقهی و علوم حدیث به صورت مَعَلّ (با تشدید لام) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع اگر به دنبال کلمهای سه حرفی با معنای تند رفتن، ربودن ناگهانی یا ناقص و بیمار هستید، واژه «معل» پاسخ دقیق شماست.
جمعبندی و توضیح کامل معل
واژه «معل» یک لغت بسیار کمکاربرد، تخصصی و کلاسیک با ریشه عربی است که در زبان فارسی امروزی استفاده عامیانه ندارد. این کلمه در متون لغوی کهن دو جلوه متمایز دارد؛ در متون ادبی و لغتنامههای قدیمی عرب جاهلی به معنای سرعت گرفتن، شتاب، ربودن غافلگیرانه و قطع کردن ناگهانی به کار رفته است.
از سوی دیگر، در علوم اسلامی، فقه و اصطلاحات حدیثشناسی، این واژه (غالباً به صورت مَعَلّ یا معلل) به معنی سند یا روایتی است که در ظاهر بیعیب به نظر میرسد اما در واقع دارای یک علت، نقص یا بیماری پنهانی است که اعتبار آن را مخدوش میکند. این واژه در قرآن کریم کاربرد مستقیمی ندارد و نباید آن را با کلمات مشابهی چون معلم، معلق یا معلی اشتباه گرفت.