معنی
این کلمه در اصل یک فعل مضارع از ریشه «طلب» است که به معنای طلب کردن، خواستن، جستجو کردن و تقاضا کردن چیزی یا کسی به کار میرود.
یعنی چه
در لغت و اصطلاحات ادبی، این واژه نشاندهنده کنشِ تلاش برای به دست آوردن یک هدف، پاسخ یا کالا است و دلالت بر فاعل مفرد مذکر غایب دارد.
متضاد
واژههایی که مفهوم عکسِ خواستن و جستجو را میرسانند شامل رها کردن (یترک)، رد کردن (یرفض) و بخشیدن بدون چشمداشت (یهب) هستند.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه با فتحه روی حرف یاء، سکون روی طاء، ضمه روی لام و ضمه روی باء به صورت [یَطْ لُ بُ] انجام میشود.
به عربی
در خود زبان عربی، برای بیان مترادفهای این فعل مضارع میتوان از واژههای هممعنی دیگر استفاده کرد.
به فارسی
معادلهای دقیق این فعل مضارع در زبان فارسی شامل افعالی مثل میطلبد، درخواست میکند و جویا میشود است.
در قرآن
این فعل و مشتقات آن در قرآن کریم به کار رفتهاند؛ از جمله در آیه ۵۴ سوره اعراف: «یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا» (شب را به روز میپوشاند که با شتاب آن را میطلبد و دنبال میکند).
جمعبندی و توضیح کامل یطلب
کلمه «یطلب» یک فعل مضارع صیغه مفرد مذکر غایب از ریشه ثلاثی مجرد «طلب» در زبان عربی است. این واژه به طور کلی معنای خواستن، جستجو کردن، تقاضا کردن و طلب کردن را افاده میکند و در متون کهن فارسی و ادبیات اسلامی کاربرد فراوانی دارد.
در فرهنگ قرآنی نیز این کلمه موقعیتهای معنایی خاصی ایجاد کرده است؛ برای مثال در توصیف حرکت پیوسته شب و روز یا در بیان ضعف همزمان طلبکننده و طلبشونده (طالب و مطلوب) به کار رفته که نشاندهنده عمق مفهومی این واژه در تبیین روابط تکوینی و انسانی است.