یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح ترکیبی و کنایی در زبان فارسی است. معمولاً زمانی به کار میرود که فرد در مسیر حرکت (خواه مادی و ملموس، خواه معنوی و معرفتی) به دلیل خستگی، ناتوانی، گمراهی یا برخورد با موانع، از ادامهٔ راه بازمیماند و موفق به رسیدن به مقصد نمیشود.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت به صورت «اَز راه مانْدَن» است که در زنجیرهٔ گفتار زبان فارسی به صورت پیوسته ادا میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کنایه با توجه به تعداد حروف، خود عبارت «از راه ماندن» (۱۰ حرف) یا واژههای مترادفی چون «بازماندن» و «درماندن» است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن و نوع کاربرد مادی یا کنایی آن، میتوان از این معادلهای انگلیسی استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی، ترکیب اول جنبهٔ ناتوانی فیزیکی و بریدن در سفر را میرساند و ترکیب دوم بر گمراهی معنوی دلالت دارد.
به فارسی
این عبارت یک ترکیب کاملاً فارسی (سره) است. واژهٔ «راه» ریشه در پارسی میانه (رآه) دارد و «ماندن» از ریشهٔ ایران باستان (مَن) به معنی درنگ کردن و انتظار کشیدن گرفته شده است. مترادفهای آن شامل بازماندن، عقب افتادن، درماندن، متوقف شدن و گمراه شدن است و متضادهای آن راه سپردن، به مقصد رسیدن و رهرو بودن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل از راه ماندن
عبارت «از راه ماندن» یکی از کنایات و اصطلاحات اصیل زبان فارسی است که ابعاد معنایی گوناگونی را در بر میگیرد. در مفهوم نخست و مادی خود، به معنای ناتوانی جسمی، خستگی شدید یا خرابی مرکب در طول سفر است که زائر یا مسافر را در میانهراه متوقف میکند. در فرهنگ اسلامی، این مفهوم فیزیکی با اصطلاح «ابنالسبیل» (درمانده در راه) پیوند میخورد که مستحق حمایت و انفاق جامعه است.
در مرتبهای فراتر و در ادبیات عرفانی و اخلاقی، این واژه کارکردی نمادین پیدا میکند. در این ساحت، «از راه ماندن» نشاندهندهٔ سقوط اراده، کم آوردن در سیر و سلوک معنوی، اسارت در بند مادیات و تسلیم شدن در برابر نفس اماره یا وساوس شیطانی است. در واقع شخص به جای حرکت در «صراط مستقیم»، دچار «ضلالت» یا گمراهی شده و از رسیدن به مقصد نهایی بازمیماند.