یعنی چه
عبارت «درهم شدن» یک مصدر مرکب فارسی است که در چند معنای ملموس به کار میرود: نخست به معنی آمیخته شدن و مخلوط شدن چند چیز با یکدیگر، دوم به هم پیچیدن (مانند شاخ و برگ درختان)، سوم آشفته و مشوش شدن امور، و در نهایت به صورت مجاز به معنی دگرگون شدن حال انسان، اخم کردن و نمودار شدن آثار خشم یا اندوه در چهره است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت [دَ رْ هَ مْ شُ دَ نْ] (dar-ham šodan) است. توجه شود که جزء اول آن یعنی «دَرْهَم» به معنای تویهم بودن است و نباید با واژهٔ «دِرْهَم» که واحد پول است اشتباه گرفته شود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلید واژه بر اساس تعداد حروف خواستهشده میتواند خودِ «درهم شدن» (۷ حرف) یا واژههای هممعنی مانند مخلوط، آشفته، مشوش و ممزوج باشد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد جملات، برگردانهای انگلیسی متفاوتی برای این اصطلاح وجود دارد که حالات فیزیکی و روحی آن را پوشش میدهد.
به عربی
در زبان عربی برای مفاهیم مادی و معنوی این واژه از ریشههای خلط و شبک، و برای حالات انسانی از تعبس و انقباض وجه استفاده میشود.
نماد چیست
واژهٔ «درهم شدن» یک مصدر مرکب فعل و بیانگر یک حالت یا فرآیند است؛ به همین دلیل، نشانه، نماد تصویری یا مظهر سنتی خاصی در فرهنگها برای آن تعریف نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل درهم شدن
اصطلاح «درهم شدن» یکی از ترکیبهای فعلی و کاربردی در زبان فارسی است که دایره معنایی گستردهای از مفاهیم مادی تا حالات روحی و روانی را در بر میگیرد. این واژه در اصل به معنای تداخل، آمیختگی و از دست رفتن نظم اولیه چند چیز است که هم در مورد اشیای فیزیکی (مانند کلاف نخ یا شاخههای درخت) و هم در مورد امور انتزاعی (مانند آشفته شدن اوضاع و کارها) به کار میرود.
علاوه بر جنبههای مادی، این واژه کاربرد مجازی بسیار مهمی در توصیف احوالات انسانی دارد؛ به طوری که دگرگون شدن خلقوخو، نمایان شدن آثار ناراحتی، خشم یا اندوه در صورت و به اصطلاح «اخم کردن» را با تعبیر درهم شدن چهره یا درهم شدن حال توصیف میکنند. شناخت دقیق ریشه این واژه کمک میکند تا آن را از واژگان مشابه نظیر واحد پول دِرهم تمیز دهیم.