یعنی چه
تبحر داشتن به معنای غوطهور شدن در عمق دانش و داشتن تخصص، تسلط و مهارت بسیار زیاد در یک علم، هنر یا حرفه خاص است؛ به طوری که فرد بر تمامی جوانب آن کار مسلط باشد.
تلفظ
این واژه به صورت تَبَحُّر (با فتح ت و ب، و ضمه و تشدید ح) تلفظ میشود و مصدر آن از باب تفعل است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند مهارت، تسلط، استادی، تخصص، چیرگی و زبردستی به کار میروند.
به انگلیسی
برای بیان این مفهوم در زبان انگلیسی از واژههای فوق که نشاندهنده سطح بالای مهارت و تخصص هستند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی این کلمات برای رساندن مفهوم مهارت بالا و تسلط بر یک امر کاربرد دارند.
به فارسی
واژگان هممعنی و سره در زبان فارسی شامل مهارت، تسلط، احاطه، استادی، تخصص، چیرگی، زبردستی و توغل هستند. کلمات متضاد آن نیز ناشی بودن، بیاطلاعی، سطحینگری و جهل است. همخانوادههای آن بَحر، متبحر و ابحار هستند که ریشه در کلمه عربی «ب ح ر» به معنی دریا دارد.
در قرآن
عین واژه «تبحر» در قرآن کریم ذکر نشده است؛ اما ریشه اصلی آن یعنی «بحر» (دریا) و مشتقاتش نظیر البحر، البحرین و أبحر فراوان به کار رفتهاند. از نظر وجه تسمیه، این واژه به معنی «دریا شدن در علم» است؛ یعنی دانش فرد از نظر وسعت و ژرفا همانند دریا شده است و نماد آن نیز دریا یا اقیانوس است.
جمعبندی و توضیح کامل تبحر داشتن
عبارت «تبحر داشتن» به معنای رسیدن به بالاترین سطح از مهارت، تخصص و دانایی در یک رشته علمی، هنری یا فنی است. این واژه که از ریشه عربی «بحر» به معنای دریا گرفته شده، به زیبایی این مفهوم را منتقل میکند که شخصِ متبحر، گویی در دریای علم و دانش غوطهور شده و به ژرفای آن دست یافته است؛ به طوری که اطلاعات و توانایی او سطحی نبوده و از وسعت بالایی برخوردار است.
در کاربردهای روزمره و ادبی، وقتی میگوییم کسی در کاری تبحر دارد، یعنی او فراتر از یک آشنایی معمولی یا مهارت ساده، به درجه استادی و چیرهدستی رسیده است. کلماتی مانند تخصص، زبردستی، احاطه و تسلط کامل، همگی بازتابدهنده همین معنا در زبان فارسی هستند و در نقطهی مقابل مفاهیمی چون ناشی بودن یا سطحینگری قرار میگیرند.