یعنی چه
واسوختگی (یا واسوخت) اصطلاحی تخصصی در فرهنگ و ادبیات فارسی است که به حالت بیزاری، رویگردانی و دلکندن عاشق از معشوق اشاره دارد. در این حالت، شاعر یا عاشق برخلاف سنت سنتیِ نازکشی، به معشوق بیوفا تندی کرده و او را تهدید به رها کردن مینماید. همچنین در لغتنامهها معنای فرعیِ سوزناکی و شدت سوختگی قلبی نیز برای آن ذکر شده است.
تلفظ
این واژه به صورت vâ-sûx-ta-gî (واسوختگی) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح ادبی «واسوختگی» (۸ حرف) یا «واسوخت» (۷ حرف) است که به معنای رویگردانی از معشوق میآید.
به انگلیسی
در متون ادبی انگلیسی برای این مفهوم از اصطلاحاتی چون Anti-romantic turn یا Estrangement استفاده میشود. در کاربرد فیزیکی نیز معادل Burn یا Inflammation است.
به عربی
در زبان عربی این مفهوم تعبیر به رویگردانی از معشوق یا هجرانی که برای تهدید معشوقِ بیوفا صورت میگیرد، میشود.
به فارسی
واژههای مترادف و هممعنی فارسی آن شامل اعراض، رویگردانی، روتافتن، بیزاری، دلکندگی و تجافی است. این کلمه از پیشوند «وا» (بازگرداندن) + بن ماضی «سوخت» + پسوند «ـگی» ساخته شده است.
در قرآن
واژه «واسوختگی» کاملاً فارسی بوده و مربوط به دورههای بعد از اسلام و سیر تطور شعر فارسی است؛ بنابراین هیچ ریشه، مشتق یا کاربردی در متن قرآن مجید ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل واسوختگی
واسوختگی یا واسوخت یکی از اصطلاحات و جریانهای جذاب در تاریخ ادبیات فارسی است که ریشه در «مکتب وقوع» در قرن دهم هجری دارد. برخلاف جریان سنتی شعر عاشقانه فارسی که همیشه بر پایه نیاز، تسلیم، خاکساری و نازکشی عاشق در برابر معشوق استوار بود، در سبک واسوخت، شاعر از بیوفایی و جفای معشوق به تنگ میآید، زبان به گله و تندی میگشاید و او را تهدید به ترک کردن و دلکندن میکند.
این واژه از نظر ساختاری کاملاً فارسی دری است و در حوزه زبانی شبهقاره هند رونق بسیاری یافت. شاعرانی همچون وحشی بافقی و محتشم کاشانی از سرآمدان این سبک هستند و اشعار آنها نماد بارز پایان صبر عاشق و عصیان علیه معشوقِ جفاپیشه است؛ به طوری که عاشق با صراحت اعلام میکند که دیگر تاب ستم ندارد و پیِ صید دیگری خواهد رفت.