یعنی چه
عار بودن به معنای آن است که رفتار، صفت یا موقعیتی چنان زشت و ناپسند باشد که انجام یا انتساب آن به شخص، موجب رسوایی، شرمندگی شدید و افت اعتبار اجتماعی او شود. این واژه در ادبیات کلاسیک و زبان عامیانه برای توصیف کارهای مایهٔ خفت به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب از واژهٔ عربی «عَار» (با فتح عین و سکون راء) به همراه فعل مصدری «بودن» ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف، خود واژه «عار بودن» یا مترادفهای آن نظیر ننگ و فضیحت است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم عار بودن یا مایهٔ رسوایی بودن از این واژگان استفاده میشود.
به عربی
ریشه اصلی این واژه عربی است و در این زبان نیز دقیقاً به معنای ننگ و مایه سرافکندگی کاربرد دارد.
نماد چیست
در فرهنگ، آیین و ادبیات فارسی، عار بودن نماد بارز از دست رفتن غیرت، عزت نفس و آبروی فردی یا جمعی است. در اشعار کهن، رفتارهایی مانند تنبلی، فرار از میدان جنگ یا تکدیگری به عنوان نمادهای اصلی عار و ننگ معرفی شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل عار بودن
اصطلاح «عار بودن» ریشه در فرهنگ و زبان عربی دارد و از مادهای گرفته شده که به معنای عیب، نقص و هر امر پنهانی است که آشکار شدنش موجب شرمساری انسان میشود. این مفهوم در زبان فارسی به خوبی جا افتاده و به هر کار یا صفتی اطلاق میشود که مایه سرشکستگی و خفت اجتماعی باشد؛ در مقابل مفاهیمی چون فخر، شرف و افتخار قرار میگیرد.
اگرچه خود واژه «عار» به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده، اما مشتقات همریشه آن مانند «عورة» (عورت) به معنای امر آسیبپذیر یا آنچه آشکار شدنش مایه شرم است، در آیات متعدد به کار رفته است. همچنین مصادیق عار مانند پذیرش خواری و زنده به گور کردن دختران در دوران جاهلیت، در آیات قرآنی به شدت نکوهش شده است.
در ادبیات فارسی و اشعار شاعران بزرگی چون فردوسی و سعدی، عار بودن به عنوان خط قرمزی برای عزت نفس انسان ترسیم شده است. این واژه همخانوادههایی چون معیار و تعییر (سرزنش کردن) دارد و شناخت دقیق آن به درک بهتر متون کهن و مفاهیم اخلاقی کمک شایانی میکند.