معنی
واژه قحط در اصل به معنی احتباس و بند آمدن باران است که نتیجه آن خشک شدن زمین، تنگی، فقر و گرسنگی عمومی میشود. در زبان فارسی این کلمه بیشتر به همراه یای مصدری و به صورت «قحطی» (famine) به کار میرود.
یعنی چه
قحط در لغت به معنای بیبارانی و تنگی سال است. در مفهوم عامیانه و مجاز نیز زمانی که یک کالا، صفت یا نعمت به شدت نایاب و کمیاب شود، از این واژه استفاده میکنند؛ مانند قحطِ علم یا قحطِ مردانگی.
مترادف
این کلمات همگی بر وضعیت سخت بیآبی، فقر مادی، تنگی معیشت و نبود آذوقه دلالت دارند.
متضاد
این واژهها نشاندهنده دوران سرسبزی، بارش فراوان باران، کثرت مواد غذایی و آسایش معیشتی هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی عربی «قحط» مشتق شدهاند و به مفاهیم خشکسالی و تنگی اشاره دارند.
جمله سازی
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، پاسخ به سوالاتی با عنوان خشکسالی، بیبارانی یا تنگی سال معمولاً کلمه سه حرفی «قحط» است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، واژه Famine برای جنبه گرسنگی و نبود غذا، و واژه Drought برای جنبه آب و هوایی و بیپایانی باران استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل قحط
واژه «قحط» ریشهای عربی دارد و در لغت به معنای احتباس باران، بیبارانی و تنگی سال است. این واژه پس از ورود به زبان فارسی، بیشتر با اضافه شدن یای مصدری به صورت «قحطی» رواج یافته و نمایانگر وضعیت بحرانی گرسنگی عمومی، خشکسالی شدید و نایاب شدن اقلام حیاتی است. در ادبیات و فرهنگ عامه، قحط نمادی از شومی، فقر معنوی، خشونت طبیعت و آزمونهای سخت انسانی به شمار میرود.
اگرچه خود کلمه «قحط» به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده، اما مفاهیم مترادف آن مانند «السِّنِین» (سالهای سخت) در داستان حضرت یوسف و فرعونیان به تصویر کشیده شده است؛ جایی که گاوهای لاغر و خوشههای خشکیده به عنوان نمادهای این بلای طبیعی تعبیر شدند. امروزه این واژه علاوه بر کاربرد واقعی در بحرانهای زیستمحیطی، در معنای مجازی نیز برای نشان دادن نایابی مطلق یک چیز (مانند قحط الرجال یا قحطِ انصاف) به کار میرود.