معنی
آراسته صفتی از ریشهٔ آراستن است که برای توصیف شخص یا چیزی به کار میرود که ظاهر یا باطن آن نظم، زیبایی و سامان یافته است. این واژه در کاربرد انسانی به معنای خوشخلق، باادب و خوشسیرت نیز میآید.
یعنی چه
در زبان عامه و ادبی، وقتی به کسی یا چیزی آراسته میگویند یعنی از آشفتگی و ژولیدگی به دور است، لباس و ظاهری مرتب دارد و یا از نظر اخلاقی به کمال و ادب مجهز شده است.
مترادف
واژههایی مانند منظم، مرتب و مزیّن بیشترین قرابت معنایی را با آراسته دارند.
متضاد
کلماتی که بر بینظمی، آشفتگی و دوری از زیبایی دلالت دارند، متضاد این واژه محسوب میشوند.
هم خانواده
این کلمات همگی از بن فعل «آرا-» در زبان فارسی میانه و باستان مشتق شدهاند که به معنی نظم دادن و تزیین کردن است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه آراسته دقیقاً ۶ حرف دارد و معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «زینت داده شده» یا «منظم» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبانهای دیگر بسته به میزان توجه به نظم ظاهری یا تزیین، از معادلهای متفاوتی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل آراسته
واژه «آراسته» یک صفت مفعولی اصیل فارسی از مصدر «آراستن» است که ریشه در فارسی میانه و زبانهای باستانی ایران دارد. این کلمه در اصل بر مفاهیمی چون نظم، تقارن، تعادل و زیبایی ظاهری دلالت میکند و به هر چیزی که از آشفتگی و پریشانی دور شده و جلوهای مزیّن و چشمنواز به خود گرفته باشد، اطلاق میشود.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، کاربرد این واژه فراتر از مادیات و ظاهر رفته و جنبههای اخلاقی و عرفانی را نیز در بر میگیرد؛ به طوری که «آراستگی درونی» یا آراسته بودن به آداب و اخلاق حسنه، به عنوان یک کمال انسانی شناخته میشود. اگرچه خود واژه آراسته در متن قرآن نیامده است، اما مفاهیمی نظیر زینت و تزیین که ریشههای اصلی این مفهوم هستند، بارها مورد تاکید قرار گرفتهاند.
در مجموع، این کلمه نمادی از صلح درونی، انضباط و جمال است و در مکالمات روزمره، متون رسمی و حتی در طرح معماها و جدول کلمات متقاطع کاربرد فراوانی دارد.