یعنی چه
این واژه در سه مفهوم عمده به کار میرود: نخست در معنای عمومی به شکل دستکم گرفتن و ناچیز شمردن یک فرد یا پدیده؛ دوم در مفاهیم روانشناسی به عنوان مخفف «خودکمبینی» که بیانگر عقده حقارت و پایینتر دانستن خود از دیگران است؛ و سوم در کاربرد پزشکی که به ضعف در قدرت بینایی و کمبینایی فیزیکی اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت فتحة بر روی حرف کاف، سکون ميم، سکون نون و در نهایت یای مجهول است: [کَمْبِینِی]
در جدول
پاسخ دقیق و مستقیم برای این واژه در حل جدول کلمات متقاطع، خودِ عبارت «کم بینی» با ۶ حرف است.
به انگلیسی
بسته به بستر متن، در مباحث روانی از واژه Inferiority و در مراجع فیزیکی و چشمپزشکی از اصطلاح Low vision استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم روانی و رفتاری آن از واژههایی چون استصغار یا الشعور بالدونية (احساس پستی) و برای بعد جسمانی آن از ضعف البصر استفاده میگردد.
به فارسی
واژهای مرکب و اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب «کم» (ریشه پهلوی: kam) به معنی اندک و «بینی» (از مصدر دیدن، ریشه پهلوی: vēnitan) به معنی نگاه کردن و ارزیابی کردن ساخته شده است. از مترادفات آن میتوان به خردبینی و دستکمگیری اشاره کرد.
نماد چیست
در نمادشناسی فرهنگی و روانشناختی مدرن، این مفهوم به صورت بصری با تصویر فردی که به سایه بسیار کوچک خود نگاه میکند یا نگاه کردن به خویشتن از پشت یک تلسکوپ معکوس (که همهچیز را کوچکتر نشان میدهد) تصویرسازی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل کم بینی
واژه «کمبینی» یک اصطلاح مرکب و کاملاً فارسی است که در حوزههای مختلف معنایی، کاربردهای متمایزی پیدا میکند. در ادبیات روزمره و اخلاقی، این کلمه به معنای دستکم گرفتن تواناییها یا ناچیز شمردن افراد و موقعیتهاست. با این حال، بیشترین کاربرد مدرن آن در روانشناسی رخ میدهد، جایی که به عنوان مخفف اصطلاح «خودکمبینی» یا همان عقده حقارت استفاده میشود و نشاندهنده یک وضعیت روانی است که در آن فرد خود را در سطحی پایینتر از دیگران میبیند.
از سوی دیگر، این واژه یک بعد فیزیکی و پزشکی نیز دارد که معادل «کمبینایی» یا ضعف در قدرت دید چشم ارزیابی میشود. ریشهشناسی دقیق این لغت نشان میدهد که ذهن ایرانی چگونه مفاهیم انتزاعی ارزیابی و سنجش را به حس بینایی گره زده است؛ به طوری که کم دیدنِ فیزیکی با کم ارزش دیدنِ روانی در یک ساختار زبانی مشترک قرار گرفتهاند.