معنی
واژهٔ «توان» در زبان فارسی به پتانسیل، نیرو و نیروی محرکهٔ طبیعی یا ذهنی برای انجام یک عمل اشاره دارد. این کلمه در دانش فیزیک نشاندهندهٔ سرعت مصرف یا تولید انرژی است و در ریاضیات به مفهوم تکرار ضرب یک عدد در خودش به تعداد مشخص به کار میرود.
یعنی چه
عبارت «توان» یعنی دارا بودن کیفیت یا ابزاری که به واسطهٔ آن فرد یا سیستم میتواند اثرگذار باشد و کارهای محوله یا خواسته شده را به سرانجام برساند؛ به عبارتی داشتن تاب و یارا در برابر دشواریها است.
مترادف
این کلمات همگی بیانگر مفهوم دارا بودن انرژی، پتانسیل و ظرفیتهای مادی یا معنوی برای پیشبرد اهداف هستند.
متضاد
واژههای فوق نشاندهندهٔ فقدان قدرت، کمبود نیرو یا از دست رفتن کارایی و پتانسیل لازم در شخص یا سیستم هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشهٔ پارسی میانه و اوستایی مرتبط با قدرت داشتن و بااستطاعت بودن مشتق شدهاند.
جمله سازی
در جدول
در طراحهای مختلف جدول کلمات متقاطع، در صورت طرح سوالاتی نظیر نیرو، زور یا رمق، کلمهٔ چهار حرفی «توان» یکی از پاسخهای اصلی و قطعی به شمار میرود.
به انگلیسی
واژه Power شایعترین معادل برای توان است که هم در مکالمات روزمره و هم به عنوان اصطلاح تخصصی در فیزیک و ریاضی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل توان
واژهٔ «توان» یکی از اصیلترین و کاربردیترین واژگان زبان فارسی است که ریشه در پهلوی و اوستایی دارد. این کلمه در معنای عمومی خود به مفاهیمی چون قدرت، بنیه، استطاعت و یارا اشاره دارد و نشاندهندهٔ پتانسیل درونی یا بیرونی برای انجام دادن کارها یا مقاومت در برابر شرایط سخت است. در ادبیات فارسی و نمادشناسی فرهنگی، توان مترادف با مسئولیت و توانمندی انسانی تلقی میشود.
علاوه بر کاربرد عامیانه و ادبی، این واژه جایگاه ویژهای در علوم پایه دارد. در علم فیزیک، توان به معنی سرعت انجام کار یا میزان انرژی منتقلشده در واحد زمان است که با نماد P نمایش داده میشود. در ریاضیات نیز به عنوان نما یا حاصلضرب یک عدد در خودش به تعداد مشخص به کار میرود که این تنوع کاربرد، غنای مفهومی این واژهٔ چهار حرفی را نشان میدهد.