یعنی چه
این واژه دو کاربرد معنایی عمده دارد: در حالت فعلی (ماضی ساده از سرشتن) به معنای مخلوط کردن، آمیختن، گل یا خمیر را با آب ورز دادن و آفریدن است. در حالت اسمی (سرشت + ضمیر متصل م) به معنای طبع، ذات، خوی، خصلت و آفرینش درونی من به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه با کسره روی حرف سین، فتحه روی حرف راء، سکون روی شین و تاء، و فتحه روی میم است که به صورت [سِ رَ شْ تَم] خوانده میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «آمیختم»، «ورز دادم گل را» یا «ذات و طبع من» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای حالت اسمی عباراتی مانند My nature یا My disposition و برای حالت فعلی افعالی نظیر I molded یا I kneaded در زبان انگلیسی استفاده میشوند.
به عربی
در زبان عربی، معادل اسمی آن واژههایی چون فطرت و طینت همراه با ضمیر متکلم هستند و در حالت فعلی از کلماتی مانند جبلت یا خلقت استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این کلمه شامل ذات، طینت، جبلت، فطرت، آفرینش، خمیرمایه و خوی هستند. همچنین در تضاد با مفاهیمی مثل مکتسب، اکتسابی و عارضی قرار میگیرد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و نمادشناسی، این واژه نماد خلقت اولیه، تقدیر ازلی و شکلگیری جوهر وجودی انسان (گل آدم) است؛ همانطور که حافظ میفرماید: «گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند».
جمعبندی و توضیح کامل سرشتم
واژه «سرشتم» یک کلمه اصیل فارسی با ریشه پهلوی و اوستایی است که در دو وجهه دستوریِ فعلی و اسمی کاربرد دارد. در وجه فعلی، این کلمه به معنای آمیختن، عجین کردن و آفریدن شکل اولیه یک ماده (مانند گل یا خمیر) است و در وجه اسمی، به جوهر درونی، ذات، طبع و ویژگیهای بنیادی و غیراکتسابی فرد اشاره میکند.
این کلمه در ادبیات و عرفان ایرانی جایگاه ویژهای دارد و تجلیبخش مفهوم آفرینش نخستین انسان و تقدیر الهی است. در زبانهای دیگر نظیر انگلیسی و عربی نیز با توجه به این دو ساختار اسمی و فعلی، معادلهای دقیقی همچون My nature و فطرتی (برای اسم) یا I molded و جبلتُ (برای فعل) برای آن یافت میشود.