یعنی چه
واژه مفاض یک صفت مفعولی از ریشه عربی «فیض» است و چند معنای متمایز دارد: نخست به معنی هر چیزی که مورد لطف، رحمت یا فیض قرار گرفته باشد. دوم در توصیف فیزیکی به معنای صاف، هموار و برابر (مانند عبارت مفاض البطن به معنی شکم همسطح با سینه). سوم در متن کلام، به معنی سخن و حدیثی است که میان مردم شایع و فاش شده و همگان در آن گفتگو میکنند.
تلفظ
این واژه به صورت مُفاض (mofāz) تلفظ میشود؛ میم دارای مصوت کوتاه ضمه (ـُ)، فاء دارای مصوت بلند الف (ـا) و حرف پایانی ضاد ساکن است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۴ حرف دارد. بسته به طراح جدول، کلمات مترادفی چون مستفیض یا هموار نیز ممکن است مدنظر باشند.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، در زبان انگلیسی معادل Overflown یا Poured out برای معنای فیضیافته، و معادل Diffused برای سخن شایعشده و جاری به کار میرود.
به عربی
این کلمه خود اصالتاً عربی و اسم مفعول از باب افعال (إفاضه) است. در زبان عربی به معنای مالامال، سرازیر شده یا موضوعی که مورد بحث گسترده قرار گرفته استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای دقیق این واژه در زبان فارسی شامل واژگانی چون فیضدادهشده، مستفیض، بهرهمند، همسطح، صاف، و همچنین سخن فاششده و جاری میان مردم است.
نماد چیست
واژه مفاض صرفاً یک اصطلاح لغوی، ساختاری و فلسفی/عرفانی است. این کلمه در فرهنگ عامه، اساطیر یا نمادشناسی سنتی، مابازای مادی یا نماد فرهنگی خاصی ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل مفاض
واژه مُفاض یک صفت مفعولی اصیل عربی است که به زبان فارسی راه یافته و ریشه در مفهوم «فیض» و «افاضه» دارد. این کلمه در سه حوزه معنایی کاربرد دارد؛ در معنای اول به هر خیر، برکت و رحمتی اشاره دارد که بر کسی یا چیزی نازل و سرازیر شده است. در معنای دوم، به جنبه فیزیکی و ظاهری اشاره داشته و به معنای سطح صاف، برابر و بدون برآمدگی است که نمونه آن در توصیف ساختار بدنی پیامبر اسلام (ص) به کار رفته است.
بعد دیگر این واژه به کلام و شایعه مربوط میشود؛ اصطلاح حدیث مفاض به سخنی میگویند که پنهان نمانده و میان عامه مردم جریان پیدا کرده است. اگرچه خودِ این اسم مفعول به صورت مستقیم در قرآن نیامده، اما افعال همخانواده آن مانند «أفضتم» در سورههای مبارکه نور و بقره، هم در بستر فرو رفتن در گفتگوها و شایعات و هم در بستر سرازیر شدن حاجیان از عرفات به کار رفتهاند.