معنی
واژهٔ قد در زبان فارسی بهطور گسترده برای اشاره به قامت و ارتفاع بدن انسان به کار میرود. این کلمه همچنین بهصورت مجازی یا عام، برای توصیف میزان بزرگی، اندازه و مقدار طول هر شیء یا پدیدهای در راستای عمودی استفاده میشود.
یعنی چه
وقتی صحبت از قد میشود، مفهوم اصلی آن تعیین میزان کشیدگی و اندازه طولی یک ساختار (بهویژه پیکر انسان) است. در کاربرد عامیانه، این واژه نشاندهنده نسبت بلندی یا کوتاهی یک فرد یا شیء در مقایسه با معیارهای استاندارد است.
مترادف
این کلمات در متون ادبی و عامیانه میتوانند به جای واژه قد برای توصیف ارتفاع و ابعاد بدن یا اشیاء استفاده شوند.
متضاد
برای خود واژه قد به عنوان اسم، متضاد مستقیمی در لغتنامهها ذکر نشده است، اما مفاهیم مربوط به کمیِ ارتفاع و صفتهای مشتق از آن، به عنوان متضاد کاربرد دارند.
هم خانواده
واژههای مشتقشده در زبان عربی همگی از ریشه ق-د-د به معنای اندازهگیری و سنجش هستند، و در زبان فارسی نیز ترکیبات وصفی متعددی از آن ساخته شده است.
ریشه
این واژه در اصل عربی (قَدّ با تشدید دال) است که وارد زبان فارسی شده و دال دوم آن در تلفظ فارسی حذف گردیده است. معنای اولیه آن در عربی بریدن طولی بوده که بعدها به مفهوم قامت و اندازه تغییر یافته است.
جمله سازی
به انگلیسی
برای بیان مفهوم قد در زبان انگلیسی بسته به موقعیت کلام از این واژهها استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل قد
واژهٔ «قد» یکی از پرکاربردترین کلمات در زبان فارسی برای توصیف ویژگیهای فیزیکی انسان و اشیاء است. این کلمه که ریشهای عربی دارد، در اصل به معنای بریدن از طول و تعیین اندازه بوده، اما پس از ورود به زبان فارسی، مفهوم قامت، بالا و ارتفاع عمودی بدن را به خود گرفته است. در زبان فارسی ترکیبات متعددی مانند قدبلند، قدکوتاه و همقد از آن ساخته شده است که نشاندهنده میزان آمیختگی آن با ساختار این زبان است.
در حوزه ادبیات و شعر کلاسیک فارسی، قد جایگاه ویژهای دارد و معمولاً به عنوان نمادی از زیبایی، استواری، اعتدال و راستی به کار میرود. شاعران بزرگ تاریخ ادبیات، قد و قامت معشوق را به گیاهان و درختانی همچون سرو، شمشاد و نهال یا حتی به حرف «الف» تشبیه میکردند تا کمال و موزون بودن آن را به تصویر بکشند.
از سوی دیگر، این واژه در متون مذهبی و قرآنی نیز کاربردهای متفاوتی دارد؛ هرچند در قرآن به معنای قامت فیزیکی انسان به کار نرفته، اما به صورت حرف تأکید (به معنای قطعاً و یقیناً) یا فعل (به معنای پاره کردن از طول مانند داستان حضرت یوسف) بارها تکرار شده است که نشان از گستردگی معنایی این ریشه لغوی دارد.