معنی
تهمت در لغت و اصطلاح به معنای متهم کردن فردی به انجام کار، جرم یا گناهی است که در واقعیت آن را انجام نداده یا هنوز اثبات نشده است؛ به عبارتی گمان بد بردن و آلودن دامن بیگناه به خطای ناکرده.
یعنی چه
وقتی به کسی تهمت زده میشود، یعنی بدون داشتن مدرک و دلیل روشن، عیب یا کار زشتی به او نسبت داده میشود که مایه لکهدار شدن آبرو و حیثیت او میگردد.
مترادف
این واژهها همگی در معنای نسبت دادن سخن یا کار نادرست به دیگری با یکدیگر همپوشانی دارند.
متضاد
کلماتی که بر پاکی از گناه، خوشگمانی و تایید بیگناهی فرد دلالت میکنند، در جبهه مقابل تهمت قرار میگیرند.
هم خانواده
این کلمات همگی از نظر ریشهشناسی زبانی یا ساختار واژگانی با تهمت پیوند دارند.
ریشه
واژه «تهمت» اصالتاً از ریشه عربی «و - ه - م» (وهم) گرفته شده است. در باب افتعال، واو ابتدایی آن به «ت» تبدیل شده و واژه «تُهَمَة» (به معنی گمان بد) ساخته شده است که در فارسی با سکون حرف هاء به صورت «تُهْمَت» به کار میرود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول با موضوع نسبت ناروا یا اتهام بیاساس، واژه ۴ حرفی «تهمت» یا معادلهای ۵ حرفی آن مانند «افترا» و «بهتان» کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به نوع و بستر تهمت (شفاهی، کتبی یا رسمی)، معادلهای دقیقی در زبان انگلیسی برای آن وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل تهمت
واژه «تهمت» یکی از مفاهیم کلیدی اخلاقی و حقوقی است که به معنای متهم کردن فردی به گناه یا جرمی است که مرتکب نشده است. از نظر ریشهشناسی، این کلمه ریشه در واژه عربی «وهم» دارد که نشاندهنده شکلگیری اتهام بر پایه حدس، گمان بد و خیالات پوچ است، نه حقایق روشن و مدارک مستدل.
در فرهنگ اسلامی و متون قرآنی، اگرچه خود واژه تهمت عینا به کار نرفته، اما رفتارهای همارز آن مانند «بهتان»، «افترا» و «رمی» به شدت نکوهش شدهاند؛ تا جایی که بار گناهِ نسبت دادن خطا به یک بیگناه، بسیار سنگین توصیف شده است. در ادبیات فارسی نیز تهمت به عنوان نمادی از ظلم زبانی، قضاوت ناعادلانه و تخریب آبروی انسانها شناخته میشود و شاعران کلاسیک آن را به پاشیدن لکه سیاه بر لباسی سپید تشبیه کردهاند.
در نهایت، تهمت فراتر از یک واژه، نشاندهنده رفتاری آسیبزا در روابط اجتماعی است که میتواند حریم شخصی، امنیت روانی و جایگاه اجتماعی افراد را بدون هیچ دلیل موجهی به مخاطره بیندازد. مرز ظریفی میان یک اتهام قانونی و تهمت وجود دارد که اولی بر اساس شواهد و دومی صرفاً بر پایه بدگمانی و غرضورزی شکل میگیرد.