یعنی چه
فطرینگری یک دیدگاه معرفتشناختی در فلسفه و روانشناسی است که ادعا میکند ذهن انسان در بدو تولد مانند یک لوح سفید یا کاغذ خالی نیست؛ بلکه انسان با گنجینهای از پیشدانستهها، ساختارهای شناختی، توان فهم یا استعدادهای موروثی و سرشتی پا به این جهان میگذارد.
تلفظ
این واژه به صورت [feṭri-nagari] تلفظ میشود که از ترکیب واژه عربی «فطری» و واژه فارسی «نگری» ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ به دیدگاه باور به وجود شناختهای سرشتی و مادرزاد، واژه «فطری نگری» است که دقیقاً از ۸ حرف تشکیل میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای این مفهوم از اصطلاحات Nativism یا Innatism (باور به ایدههای ذاتی) استفاده میشود. در زبان عربی به آن «الفطریة» و در ترکی «Doğuşçuluk» (اصالت زادش) میگویند.
به فارسی
معادلها و واژههای هممعنی فارسی آن شامل «فطرتگرایی»، «اصالت فطرت» و «ذاتگرایی شناختی» است. متضاد اصلی آن «تجربهگرایی» (Empiricism) یا نظریه «لوح سفید» است. ریشه آن نیز ترکیب «فطری» (عربی از فطر بهمعنی آفریدن) و «نگری» (فارسی از نگریستن) است.
در قرآن
خود واژه ترکیبی «فطرینگری» در متن قرآن نیامده است؛ اما مفهوم سرشت تکوینی و ریشه آن در آیات متعددی ذکر شده که بارزترین آنها آیه ۳۰ سوره روم معروف به آیه فطرت است: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» که به آفرینش و سرشت الهی انسانها اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل فطری نگری
فطرینگری یکی از مکاتب بنیادین در حوزه معرفتشناسی، فلسفه ذهن و روانشناسی است که در مقابل تجربهگرایی افراطی قرار دارد. بر اساس این دیدگاه، ذهن انسان در بدو تولد کاملاً تهی نیست، بلکه مجهز به ساختارها، استعدادها و حتی اصول معرفتی پیشینی است که به او امکان میدهد جهان اطراف را درک کند و زبان یا مفاهیم پیچیده را فرا بگیرد. دانشمندانی چون افلاطون، دکارت و در عصر معاصر نوام چامسکی (در نظریه زبانشناسی) از مدافعان این رویکرد هستند.
در نمادشناسی فلسفی، این دیدگاه را معمولاً با اصطلاحاتی چون «نور درون» یا «مهر حکشده بر جان» توصیف میکنند که نشاندهنده وجود سرمایههای فکری مادرزاد در بنیان انسان است. در زبانشناسی و علوم شناختی مدرن نیز، این مفهوم با ایده وجود یک ساختار یا DNA شناختی پیشفرض در مغز توجیه میشود که یادگیری سریع محیطی را برای نوزاد انسان ممکن میسازد.