معنی
در لغت به هر چیزی گفته میشود که بر انسان دشوار و سخت باشد و او را از مقصودش بازدارد. در کاربرد عام، به معنای هر نوع آزار جسمی یا روحی است که فرد را به سختی و مشقت بیندازد.
یعنی چه
عبارت عذاب زمانی به کار میرود که فرد تحت فشار، شکنجه یا مجازات سنگینی قرار گرفته باشد؛ این حالت میتواند منشأ بیرونی مانند تنبیه و جفا داشته باشد یا منشأ درونی مانند عذاب وجدان.
مترادف
واژههایی مانند شکنجه، کیفر و عقوبت بیشترین همپوشانی معنایی را با کلمه عذاب دارند.
متضاد
کلماتی که آرامش، پاداش و فضل الهی را نشان میدهند، متضاد عذاب هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سهحرفی عربی ع ذ ب اشتقاق یافتهاند.
ریشه
واژه عذاب ریشه عربی دارد. در اصلِ معنای آن دو دیدگاه هست: یا از عَذْب به معنی آب گوارا گرفته شده که یعنی شیرینی زندگی از کسی گرفته شده است، یا به معنی منع و بازداشتن است که جلوی تکرار جرم را میگیرد.
در جدول
کلمه عذاب در جدول کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای طراحانی است که به دنبال کلمهای ۴ حرفی با معنای شکنجه یا مجازات هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به میزان شدت و نوع عذاب (جسمی، روحی یا تنبیهی) از واژگان متفاوتی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل عذاب
واژه عذاب در زبان فارسی و فرهنگ اسلامی باری معنایی عمیقی دارد که به هرگونه رنج، شکنجه، تنبیه و مجازات سخت اشاره میکند. این کلمه در اصل ریشهای عربی دارد و بیش از ۳۷۰ بار در قرآن کریم برای توصیف پیامدهای گناهان، اعم از عذابهای دنیوی، اخروی، جسمانی و روحانی به کار رفته است.
در ادبیات و فرهنگ عامه، عذاب علاوه بر جنبههای مادی و تنبیهی، ابعاد روانی نیز یافته است؛ بهطوریکه واژههایی مانند عذاب وجدان نمادی از درگیریهای عمیق درونی و اخلاقی انسان به شمار میروند. در مجموع، این واژه مفهوم سلب آرامش و گوارایی زندگی را متبادر میکند.