معنی
در لغتنامههای معتبر فارسی مانند دهخدا، معین و عمید، طفره رفتن یا طفره زدن به معنای کوتاهی کردن، معطل کردن، عذر تراشیدن و سر دواندن آمده است. این واژه در اصل معنی جهش و پریدن داشته اما در زبان فارسی به کنایهای برای پریدن از روی یک موضوع و فرار از انجام وظایف تبدیل شده است.
یعنی چه
این اصطلاح زمانی به کار میرود که فرد به جای رویارویی مستقیم با یک کار، پرسش یا تعهد، مدام حاشیه میرود، بهانهتراشی میکند یا زمان میخرد تا از آن موقعیت بگریزد. این کلمه یک واژه معمولی و کلاسیک در زبان فارسی است که رفتارهای اجتنابی انسان را توصیف میکند.
مترادف
این کلمات همگی در معنای کوتاهی در عمل، پشت گوش انداختن وظایف و فرار از انجام دادن به موقع کارها با واژه طفره رفتن قرابت معنایی نزدیکی دارند.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، عبارت «طفره رفتن» با ۸ حرف به عنوان پاسخ واژههایی نظیر شانه خالی کردن، خودداری از پاسخ، یا تعلل در کار استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، در زبان انگلیسی اصطلاحات متفاوتی برای این مفهوم وجود دارد؛ اگر هدف عقب انداختن کار باشد Procrastinate و اگر فرار از پاسخگویی مد نظر باشد از کلماتی مثل Dodge یا Evade استفاده میشود.
به عربی
با وجود اینکه خود واژه «طفره» ریشه عربی دارد، اما ترکیب «طفره رفتن» ساختار فارسی است و در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از واژههایی مانند تهرب یا تماطل استفاده میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل طفره رفتن
عبارت کنایی «طفره رفتن» نمونهای جذاب از سیر تحول معنایی کلمات در زبان فارسی است. واژه پایه آن یعنی «طفرة» در زبان عربی به معنای پریدن و خیز برداشتن است و حتی در فلسفه اسلامی برای جهش ذرات بدون طی مسافت به کار میرود؛ اما ذهن خلاق فارسیزبانان با پیوند زدن آن به فعل «رفتن»، معنایی کاملاً کنایی به آن بخشیده است که پریدن از روی یک مسئله و حاشیه رفتن را تداعی میکند.
این اصطلاح امروزه کاربرد وسیعی در توصیف رفتارهای روانشناختی و اجتماعی دارد. وقتی فردی توان یا تمایل روبرو شدن با یک حقیقت، پاسخ دادن به یک سوال صریح یا انجام یک مسئولیت قانونی و اخلاقی را ندارد، به جای مواجهه مستقیم، به رفتارهای اجتنابی، بهانهتراشی و اصطلاحاً طفره رفتن روی میآورد تا زمان بخرد یا به طور کلی از موقعیت فرار کند.