معنی
واژه خسر دارای دو هویت مجزاست؛ در ریشه عربی به معنای ضرر کردن، نقصان و از دست رفتن سرمایههای مادی و معنوی انسان است. در زبان فارسی اصیل و قدیمی (دری)، این واژه به معنی پدرزن یا پدرشوهر (خسور) به کار میرفته است.
یعنی چه
این کلمه در متون دینی و قرآنی به معنای به هدر رفتن استعدادها و سرمایه اصلی وجودی انسان (عمر) دلالت دارد که نتیجه آن هلاکت و گمراهی است. در ادبیات کهن فارسی نیز به عنوان یک نسبت خویشاوندی برای اشاره به پدرِ همسر استفاده میشد.
مترادف
با توجه به دو ریشه عربی و فارسی، کلمات فوق نزدیکترین هممعنیها برای ابعاد مختلف این واژه هستند.
متضاد
در معنای زیانکاری، کلماتی که به سود، رستگاری، کامیابی و موفقیت اشاره دارند، متضادهای اصلی آن محسوب میشوند.
هم خانواده
واژههای مشتق شده از ریشه ثلاثی عربی (خ-س-ر) و همچنین شکل دیگر واژه در فارسی قدیمی.
ریشه
در وجه اول، یک وامواژه عربی است که به عنوان اصل واحد در دلالت بر نقصان شناخته میشود. در وجه دوم، یک واژه اصیل فارسی دری و پهلوی است که در اشعار شاعران کلاسیک مانند فردوسی و رودکی کاربرد داشته است.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای سه حرفی جدول با موضوع زیانکاری یا پدر همسر در متون قدیمی.
به انگلیسی
ترجمه واژه بر اساس هر دو کاربرد معادلِ زیان (Loss) و معادلِ پدر همسر (Father-in-law).
جمعبندی و توضیح کامل خسر
واژه «خسر» یک کلمه ذوبعدی در زبان فارسی است که تحلیل آن بدون تفکیک ریشهها غیرممکن است. در فرهنگ اسلامی و متون قرآنی، این واژه و مشتقاتش (مانند آیه شریفه ان الانسان لفی خسر) نماد ورشکستگی مطلق وجودی، غفلت و از دست رفتن سرمایه گرانبهای عمر و جان انسان است. مفسران این مفهوم را در برابر فلاح و رستگاری قرار میدهند و آن را به یک تاجر ورشکسته معنوی تشبیه میکنند.
از سوی دیگر، در تاریخ ادبیات فارسی و زبان پهلوی، این واژه هویتی کاملاً مستقل و اصیل دارد. خسر یا خسور در اشعار قرنهای چهارم و پنجم هجری به وفور به معنی پدر همسر (پدرزن یا پدرشوهر) به کار رفته است. امروزه کاربرد مستقل این واژه در فارسی کمرنگ شده و بیشتر مشتقات عربی آن مانند خسارت و خسران در گفتگوهای روزمره استفاده میشوند.