یعنی چه
این واژه دو کاربرد عمده دارد: در طب سنتی به فردی گفته میشود که طبیعت بدن او متمایل به سردی است (مانند افراد بلغمی یا سوداوی) که معمولاً با سوختوساز پایین و تحمل کم در برابر سرما همراه است. در روانشناسی و عموم نیز به فردی اطلاق میشود که در روابط عاطفی یا جنسی، دچار کمبود یا فقدان میل، هیجان و احساسات است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «سَردْ مِزاج» (sard-mezāj) است که از دو جزء فارسی و عربی ترکیب شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این واژه دقیقاً ۷ حرف دارد. با این حال، بسته به طراح جدول، کلماتی نظیر بلغمی، سوداوی یا خونسرد نیز ممکن است به عنوان جایگزین مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به ابعاد مختلف سردمزاجی از واژگان متفاوتی استفاده میشود؛ Frigid جنبه عاطفی/جنسی را پوشش میدهد و Cold-natured به ویژگیهای فیزیکی بدن اشاره دارد.
به فارسی
واژههای مترادف آن شامل بیحس، خونسرد، افسرده، سستنهاد، بیعاطفه، کُند، بیمیل، بلغمیمزاج و سوداویمزاج است. در مقابل، واژههای گرممزاج، آتشینمزاج، پرانرژی، پرشور و حارّ به عنوان متضاد آن شناخته میشوند. این واژه صفت مرکب از «سرد» (ریشه پهلوی sart) و «مزاج» (عربی از مَزَجَ به معنی آمیختن) است.
نماد چیست
در جهانبینی طب سنتی و نظام عناصر چهارگانه، سردمزاجی بر اساس نوع اخلاط بدن با دو عنصر طبیعت نمادگذاری میشود: «آب» که نماد طبع سرد و تر (بلغم) است و «خاک» که نماد طبع سرد و خشک (سودا) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل سردمزاج
واژه سردمزاج یک صفت مرکب (فارسی-عربی) است که مفهوم آن در دو حوزه طب سنتی و روانشناسی کاربرد فراوانی دارد. در دیدگاه سنتی، این اصطلاح به ویژگیهای فیزیکی و بیولوژیکی افرادی اشاره دارد که سوختوساز بدنشان پایین بوده و تمایل عمیقی به سردی دارند. این افراد معمولاً به دو دسته بلغمی (سرد و تر) و سوداوی (سرد و خشک) تقسیم میشوند و علائمی چون سستی و عدم تحمل سرما را نشان میدهند.
در ابعاد اجتماعی و روانشناختی، سردمزاجی به معنای خونسردی، بیاحساسی یا کمبود میل عاطفی و جنسی در روابط میانفردی به کار میرود. این واژه در ادبیات جدول و لغتنامهها جایگاه ویژهای دارد و بررسی ریشهشناختی آن نشاندهنده پیوند میان مفهوم سرما در زبانهای ایران باستان و مفهوم آمیزش اخلاط (مزاج) در زبان عربی است.