یعنی چه
این ترکیب عطفی برای تأکید بر سختی بسیار شدید یک کار یا وضعیت به کار میرود؛ حالتی که فرد را به زانو درمیآورد و با رنج و فرسایش جسمی یا روحی همراه است.
تلفظ
واژه اول به فتح زاء و سکون حاء (زَحْـمَت) و واژه دوم به فتح میم و شین و تشدید قاف مفتوح (مَـشَـقْـقَـت) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف، خودِ «زحمت و مشقت» (۹ حرفی) یا مترادفهایی چون مرارت و تعب است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن از واژگان متفاوتی استفاده میشود؛ Toil به کار بسیار سخت و Hardship به شرایط سخت زندگی اشاره دارد.
به عربی
هر دو کلمه ریشه عربی دارند. در عربی معاصر «زحمة» بیشتر به معنای شلوغی و ترافیک است و برای رنج از «مشقة» یا «عناء» استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای اصیل و متداول فارسی و دگرواژههای آن شامل رنج، سختی، دشواری، تعب، مرارت، عنا، محنت، بلا و دردسر است. واژگان متضاد آن نیز آسایش، آسودگی، راحت و رفاه هستند.
در قرآن
خود واژه «مشقت» در قرآن نیست، اما همخانواده آن در آیه ۷ سوره نحل به صورت «بِشق الانفس» (با مشقت جانفرسا) آمده است. همچنین در فقه قاعده «نفی مشقت» (الْمَشَقَّةُ تَجْلِبُ التَّیْسِیرَ) از آن گرفته شده است. واژه زحمت در قرآن نیامده است.
جمعبندی و توضیح کامل زحمت و مشقت
ترکیب «زحمت و مشقت» از دو واژه با ریشه عربی تشکیل شده است که در زبان فارسی به عنوان یک اصطلاح تاکییدی فراگیر برای بیان اوج سختی، مرارت و رنجِ کاری یا محیطی به کار میرود. زحمت از ریشه «زحم» به معنی فشار و شلوغی، و مشقت از ریشه «شق» به معنی شکافتن و دشوار آمدن کار است.
این اصطلاح در ادبیات مذهبی و فقهی نیز جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که مفهوم مشقت شدید مبنای وضع قواعدی چون عسر و حرج قرار میگیرد تا تکالیف سخت را از دوش مکلفان بردارد. در نمادشناسی جهانی، این مفهوم معمولاً با دستان پینهبسته یا اسطوره سنگ سیزیف تداعی میشود.
در فرهنگهای لغت و کاربردهای جدولی، این عبارت دقیقاً نمایانگر یک فرآیند فرسایشی است که در تضاد کامل با رفاه، آسایش و فراغت قرار دارد و معادلهای انگلیسی آن به خوبی تفاوت میان یک دردسر ساده (Trouble) و یک رنج طاقتفرسا (Hardship) را آشکار میکنند.