یعنی چه
ترکیب عطف «لازم و واجب» برای تأکید مضاعف بر روی کارهایی بهکار میرود که انجام دادن آنها کاملاً ضروری، حیاتی و غیرقابل چشمپوشی است. لازم به معنای آنچه جداییناپذیر و مقتضی است، و واجب به معنای حتمی و تکلیفی است که ترک آن روا نیست. این دو واژه در کنار هم، ضرورت مطلق را میرسانند.
تلفظ
تلفظ این واژه عطف به صورت «لازم» (lā-zem) همراه با حرف واو عطف (va) و «واجب» (vā-jeb) خوانده میشود.
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، پاسخ به عنوان صفت برای امر حتمی و ناگزیر، کلمه «لازم و واجب» با ۹ حرف است. از دیگر جایگزینهای آن میتوان به ضروری و الزامی اشاره کرد.
به عربی
از آنجا که هر دو واژه ریشه در زبان عربی دارند، در عبارات فقهی و حقوقی عربی نیز به همین صورت یا در قالب عباراتی نظیر فرض و مفروض برای بیان تکالیف قطعی استفاده میشوند.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی برای این ترکیب، واژههایی مانند «بایسته و حتمی»، «ناگزیر»، «شایسته و الزامی» یا «فرض» هستند که همگی مفهوم ضرورت شدید را منتقل میکنند.
در قرآن
در قرآن کریم، ماده «لزم» در آیه ۲۶ سوره فتح به صورت فعلی «أَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التَّقْوَىٰ» (تقوا را ملازم آنان ساخت) آمده است. ماده «وجب» نیز در آیه ۳۶ سوره حج به معنای لغوی آن یعنی سقوط و فروافتادن آمده است: «فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا» (پس چون پهلویشان به زمین افتاد و جان دادند). اصطلاح فقهی واجب بعدها شکل گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل لازم و واجب
ترکیب «لازم و واجب» از دو واژه با ریشه عربی تشکیل شده است که هر کدام به تنهایی بار معنایی ضرورت و اهمیت بالایی را دوش میکشند. وقتی این دو کلمه به صورت معطوف کنار یکدیگر قرار میگیرند، یک تأکید مضاعف و شدید را ایجاد میکنند که نشاندهنده غیرقابلاجتناب بودن و حتمی بودن یک موضوع یا تکلیف است.
در کاربردهای روزمره، حقوقی و فقهی، این عبارت برای تفکیک امور فرعی و اختیاری از امور اصلی و اجباری استفاده میشود؛ به طوری که مخاطب درمییابد هیچ راهی برای چشمپوشی یا به تعویق انداختن آن امر وجود ندارد. در ساختار جدول نیز این ترکیب ۹ حرفی دقیقاً به همین معنای بایستگی و الزامی بودن اشاره دارد.