یعنی چه
اسلامگرا اصطلاحی معاصر است و به فرد، حزب یا جریانی اطلاق میشود که دین اسلام را تنها یک آیین عبادی شخصی نمیداند، بلکه آن را یک نظام جامع سیاسی و اجتماعی میشناسد که باید مبنای قانونگذاری و اداره کشور قرار گیرد. این مفهوم با واژه «مسلمان» که صرفاً به پیروان دین اسلام اشاره دارد، متفاوت است.
تلفظ
این واژه از ترکیب «اِسلام» (واژه عربی) و بن مضارع «گَرا» (از فعل فارسی گراییدن) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «طرفدار اسلام سیاسی» یا «بنیادگرای مذهبی»، کلمه ۸ حرفی «اسلام گرا» یا «اسلامیست» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این جریان سیاسی-مذهبی و پیروان آن از واژگان فوق استفاده میشود.
به فارسی
از نظر ساختار زبانی، یک واژه مرکب صفتفاعی مرخم در زبان فارسی است. از متضادهای آن در بافتار سیاسی میتوان به سکولار، لاییک و ملیگرا اشاره کرد. همخانوادههای آن شامل اسلام، اسلامگرایی، مسلم و مسلمان است.
در قرآن
کلمه «اسلامگرا» یک واژه معاصر و ساختهشده در ادبیات سیاسی قرن بیستم است و در متن قرآن کریم نیامده است. قرآن برای اشاره به مؤمنان از واژههایی مانند «مُسْلِم» (تسلیمشده در برابر خدا) و «حنیف» (حقگرا) استفاده کرده است.
نماد چیست
هیچ نماد رسمی، یگانه و جهانی برای مفهوم «اسلامگرایی» وجود ندارد. با این حال، گروههای مختلف بر حسب گرایشهای خود از نمادهای عمومی اسلامی مانند هلال ماه و ستاره، عبارات خطاطیشده مانند تکبیر یا شهادتین، و یا لوگوهای اختصاصی حزبی استفاده میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل اسلام گرا
واژه «اسلامگرا» یک اصطلاح تخصصی در حوزه علوم سیاسی و جامعهشناسی معاصر است که نباید آن را با مفهوم عام «مسلمان» اشتباه گرفت. در حالی که مسلمان به هر فرد پیرو دین اسلام اشاره دارد، اسلامگرا به شخص یا گروهی اطلاق میشود که هدفی فراتر از انجام عبادات فردی دارد و خواستار پیادهسازی قوانین شریعت اسلام در ساختار حکومتی، قضایی و اجتماعی است.
این واژه از نظر ساختار لغوی ترکیبی از یک ریشه عربی و بن فعل فارسی است. جریانهای اسلامگرا در سراسر جهان طیف وسیعی را شامل میشوند؛ از احزاب قانونی و پارلمانی گرفته تا جنبشهای تندرو، که همگی در اصلِ لزوم دخالت دین در سیاست مشترک هستند، اما روشها و رویکردهای کاملاً متفاوتی را دنبال میکنند.
در فرهنگهای لغت و اصطلاحات سیاسی بینالمللی، معادل این واژه «Islamist» است و در تقابل با جریانهای فکری نظیر سکولاریسم و لاییسیته تعریف میشود، چرا که هدف اصلی آن پیوند زدن نهاد دین به نهاد قدرت و سیاست است.