یعنی چه
بیکار به کسی گفته میشود که شغل، کار یا اشتغال ارادی ندارد و بدون فعالیت روزگار میگذراند. تنبل نیز به فردی اطلاق میشود که با وجود داشتن توانایی جسمی و ذهنی، از کار گریزان است، کاهلی میکند و تنپرور است. ترکیب این دو مفهوم، نشاندهنده شخصی است که هم فاقد پیشه است و هم انگیزه و تلاشی برای تغییر وضعیت خود ندارد.
تلفظ
واژه اول به صورت [بیکار] با یای مجهول و واژه دوم در زبان عامیانه و فصیح به صورت [تَمبَل] تلفظ میشود که نون ساکن پیش از با، ميم خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «بیکار و تنبل» دقیقاً ۱۰ حرف دارد. بسته به تعداد حروف طراح، کلماتی نظیر کاهل، تنپرور، متبطل یا عاطل نیز به عنوان جایگزین استفاده میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف فرد بیکار از واژگان Unemployed (فاقد شغل) یا Idle (راکد و بیفعالیت) استفاده میشود و برای فرد تنبل کلمات Lazy یا Slothful به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی به فردی که کار ندارد «عاطل عن العمل» یا «متبطل» میگویند و شخص کاهل و تنپرور را با صفاتی چون «کسول» و «خامل» توصیف میکنند.
نماد چیست
در حیات وحش، پستانداری به نام «تنبل» (Sloth) به دلیل حرکت بسیار کند و رفتارهای کمتحرک، نماد مطلق سستی شناخته میشود. در ادبیات کهن نیز گاهی از خرس یا پرندگان سنگینتحرک به عنوان نمادهای این ویژگی یاد شده است.
جمعبندی و توضیح کامل بیکار و تنبل
عبارت «بیکار و تنبل» ترکیبی از دو ویژگی منفی در فرهنگهای مختلف است. بیکار به کسی اطلاق میشود که منبع درآمد یا اشتغال ارادی مشخصی ندارد و وقت خود را بدون فعالیت مفید میگذراند. تنبل نیز توصیفکننده فردی است که علیرغم بهرهمندی از سلامت و توانایی جسمی، از کار و کوشش فراری است و ترجیح میدهد در حالت سکون و بیتحرکی باقی بماند.
در ادبیات فارسی و فرهنگهای مذهبی، این دو صفت همواره نکوهش شدهاند؛ به طوری که در متون قرآنی و احادیث اسلامی، از مفاهیمی نظیر «کسل» (تنبلی در عبادات و امور روزمره) و «قاعد» (خانهنشینی و رها کردن مسئولیتها) برای هشدار به انسانها استفاده شده است. ریشه واژه بیکار از پیشوند نفی «بی» و واژه پهلوی «کار» گرفته شده و تنبل نیز به زبانهای همسایه مانند ترکی و عربی راه یافته است.
این واژه در حل جدول کلمات متقاطع کاربرد فراوانی دارد و پاسخ دقیق آن بر اساس تعداد حروف، کلماتی چون عاطل، کاهل، تنآسا و لش است. در دنیای امروز، شناخت این حالات و ریشهیابی روانشناختی آنها برای افزایش بهرهوری فردی و اجتماعی اهمیت بالایی دارد.