یعنی چه
معدول در لغت به معنای بازگردیده، منحرفشده و پیچیده شده است. در اصطلاح علوم ادبی و عربی، به کلمهای میگویند که ساختار و صیغه اصلی آن تغییر کرده باشد (مانند تغییر عامر به عُمر). در علم منطق نیز به اسم یا قضیهای گفته میشود که حرف نفی، جزء اصلی کلمه یا محمول آن شده و معنایی وجودی به خود گرفته باشد، مانند «نابینا».
تلفظ
این کلمه بر وزن اسم مفعول (مَفْعُول) از ریشه «عدل» ساخته شده است و به صورت مَعدول (با فتح ميم و سکون عین) تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ واژههایی چون «عدولکرده»، «منحرفشده» یا «کلمه تغییر یافته» میتواند «معدول» باشد که دقیقاً ۵ حرف دارد. همچنین توجه شود که این واژه با «معزول» به معنی برکنارشده اشتباه نشود.
به انگلیسی
بسته به زمینه متن، در مباحث عمومی و تغییرات ساختاری از Modified و Deviated، و در مباحث تخصصی منطق برای قضایای معدوله از واژگان Infinite یا Limitative استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد و در زبان مبدا نیز به کلماتی که از حالت اولیه خود به صیغه دیگری چرخیده و تغییر یافتهاند، «المعدول» یا «المعدول عن اصطلاحه» میگویند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل برگشته، عدولکرده، دگرگونشده و منحرف است. در دستور زبان فارسی نیز اصطلاح «واو معدوله» کاربرد دارد که به واوی گفته میشود که در نوشتن میآید اما خوانده نمیشود، مانند واو در کلمات «خواب» و «خواهر».
نماد چیست
کلمه معدول یک واژه تخصصی ادبی، لغوی و منطقی است و به عنوان نماد یا نشانه مادی و آیینی در فرهنگها استفاده نمیشود.
جمعبندی و توضیح کامل معدول
واژه «معدول» از ریشه عربی «عدل» و بر وزن مفعول گرفته شده است که در اصطلاح لغوی به معنای برگشته و منحرفشده از یک حالت به حالت دیگر است. این کلمه در علوم تخصصی گوناگون نظیر صرف و نحو عربی، منطق و دستور زبان فارسی کاربردهای دقیقی دارد. برای نمونه در منطق به مفهوم سلب جزء کلمه اشاره دارد و در زبان فارسی در ترکیب «واو معدوله» برای اشاره به حروف مکتوب اما غیرملفوظ (مانند خواب) به کار میرود.
نکته مهم در بررسی این کلمه، مرزبندی دقیق آن با واژه همآوا و مشابه «معزول» است؛ معزول به معنای برکنار شده از مقام و شغل است، در حالی که معدول به معنای دگرگونشده و برگشته از اصل کاربرد دارد و نباید در جداول یا متون با یکدیگر اشتباه گرفته شوند.