معنی
فجاه (فجأة) در زبان عربی به معنای روی دادن چیزی بدون پیشبینی و آگاهی قبلی است. این کلمه به عنوان مصدر نیز به معنی ناگاه درآمدن بر کسی یا غافلگیر کردن کاربرد دارد.
یعنی چه
این واژه برای توصیف موقعیتهایی به کار میرود که هیچ نشانهای از قبل برای وقوع آنها وجود نداشته است؛ مانند اصطلاح معروف «موت الفجأة» که به معنی مرگ ناگهانی و بدون سابقه بیماری است.
مترادف
در زبان عربی واژههایی چون «بغتةً» و «علی حین غرة» دقیقترین هممعنیهای آن هستند و در فارسی با کلماتی نظیر ناگهان و غافلگیرانه مترادف است.
متضاد
نقطه مقابل این واژه، مفاهیمی هستند که نشاندهنده شکلگیری گامبهگام، با پیشزمینه و همراه با انتظار قبلی میباشند.
تلفظ
این کلمه در زبان عربی با فتح فاء، سکون جیم و تلفظ همزه پایانی (فَجْأَة) ادا میشود و در فارسی معمولاً تنوین آن حذف شده و به صورت فجاه یا فجأه خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، برای راهنمای «فجاه عربی»، عیناً عبارت «فجاه عربی» به عنوان پاسخ مد نظر است که دارای ۸ حرف میباشد.
به فارسی
برگردان دقیق و روان این واژه عربی در زبان فارسی، کلمه «ناگهان» یا قیدهایی مثل «به طور غیرمنتظره» است.
جمعبندی و توضیح کامل فجاه عربی
واژه عربی «فَجْأَة» از ریشه ثلاثی مجرد (ف ج أ) به معنای ناگاه پدید آمدن و غافلگیر کردن است. این کلمه در ساختار زبان عربی به عنوان یک قید حالت و زمان پرکاربرد برای رویدادهای غیرقابل پیشبینی استفاده میشود. برای مثال در ادبیات دینی و روایی، ترکیب «موت الفجأة» به معنای مرگی است که بدون هشدار و مقدمه قبلی رخ میدهد.
نکته جالب اینجاست که خودِ واژه «فجأة» با همین ظاهر در متن قرآن کریم نیامده است، بلکه قرآن برای رساندن این مفهوم دائماً از واژه هممعنی آن یعنی «بَغْتَةً» استفاده کرده است. با این حال، افعال مرتبط با این ریشه در متون اصیل قرون اولیه اسلامی مانند نهجالبلاغه به وفور دیده میشود.
در زبان فارسی، این کلمه اصالت عربی خود را حفظ کرده و در متون کهن به عنوان وامواژه به کار رفته است. در طراحی جدولهای کلمات متقاطع مدرن، اصطلاح «فجاه عربی» با طول دقیق ۸ حرف به عنوان یک کلید واژه یا پاسخ کاربرد دارد.