یعنی چه
جرعه مقدار مایعی (مانند آب، شراب یا دارو) است که یکبار در یک دم نوشیده و بلعیده میشود. این واژه در متون معمولی به معنی یک قلپ و در ادبیات کلاسیک و عرفانی نماد بهرهای اندک و چشیدن گوشهای از معارف، عشق یا تجلیات الهی است.
مترادف
واژههای قلپ و آشام دقیقترین معادلهای فارسی برای این کلمه هستند. واژههایی مانند چکه یا قطره نیز مجازاً برای اشاره به مقدار بسیار کم از یک نوشیدنی به کار میروند.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه «جرعه» به عنوان پاسخ برای طراحانی است که مقدار کمی نوشیدنی یا یک قلپ آب را مد نظر دارند.
به انگلیسی
بسته به میزان مایع و نحوه نوشیدن، واژه Sip برای جرعههای کوچک و Gulp برای جرعههای بزرگتر و سریعتر استفاده میشود.
به عربی
واژه جرعه خود ریشه عربی دارد و از مصدر «جَرْع» به معنی فرو بردن آب گرفته شده است. در قرآن کریم نیز ریشه آن یکبار به صورت فعل «یتجرعه» (جرعهجرعه مینوشد) به کار رفته است.
به فارسی
برگردانهای اصیل و رایج فارسی برای این واژه، کلمات «قلپ» و «آشام» هستند که به عمل یکبار نوشیدن و فروبردن مایعات دلالت دارند.
جمعبندی و توضیح کامل جرعه
واژه «جرعه» ریشهای عربی دارد و به معنای مقدار مایعی است که انسان در یک نوبت و با یک نفس سر میکشد؛ معادل عینی آن در زبان روزمره فارسی «قلپ» یا «قُرت» است. این کلمه با وجود حجم کوچک معناییاش، جایگاه بسیار بلندی در فرهنگ و ادبیات فارسی دارد. شاعران کلاسیک نظیر حافظ و خیام از این مفهوم برای نشان دادن کم بودن سهم انسان از شادیهای دنیا، یاد کردن از رفتگان (با اصطلاح جرعه بر خاک فشاندن) و عجز در برابر عظمت هستی بهره بردهاند.
در اصطلاحات عرفانی و صوفیه نیز، جرعه نمادی از چشیدنِ گوشهای از حقایق و اسرار الهی است. این واژه به سالکی اشاره دارد که هنوز به مقام استغراق و سیراب شدن کامل (دریا) نرسیده، اما به اندازه وسع خود از تجلیات غیبی بهرهمند گشته است. بنابراین جرعه مرز میان تشنگی مطلق و سیراب شدن کامل را در متنهای ادبی و سلوک عرفانی پر میکند.