یعنی چه
واژه «ادحض» (فعل ماضی از باب افعال) در لغت به معنای باطل کردن، لغزاندن و از اعتبار انداختن یک دلیل یا حجت است. این کلمه زمانی به کار میرود که کسی با استدلال قاطع، پوچی و بیاساس بودن ادعای طرف مقابل را ثابت کند.
تلفظ
این واژه به صورت «اَدْحَضَ» (با فتحه الف، سکون دال، فتحه حا و ضاد) تلفظ میشود و ریشه عربی دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از افعالی استفاده میشود که به معنای رد کردن علمی، منطقی یا قانونی یک ادعا هستند.
به عربی
این کلمه خود اصالتاً عربی است و با افعالی چون ابطال و تفنید هممعنی است.
به فارسی
در برگردان دقیق فارسی، میتوان آن را به «از اعتبار انداختن دلیل»، «رد قاطع» یا «تفنید کردن» معنا کرد.
در قرآن
مشتقات این واژه در قرآن کریم در مفهوم تقابل باطل با حق به کار رفته است؛ مانند آیه ۵۶ سوره کهف: «...وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ...» یعنی کافران به باطل مجادله میکنند تا به وسیله آن، حق را از میان بردارند و باطل کنند.
نماد چیست
ریشه اولیه این کلمه (د ح ض) به معنی «لغزیدن پا روی زمین سر تند» است. بنابراین، در معنای استعاری و معناشناسی، نمادی از یک استدلال لغزنده، سست و بیثبات است که به راحتی فرو میریزد.
جمعبندی و توضیح کامل ادحض
واژه «ادحض» یک فعل اصالتاً عربی و از ریشه «د ح ض» است که به ادبیات مذهبی و متون کهن فارسی راه یافته است. معنای اولیه و حسی این ریشه به لغزیدن پا و عدم ثبات بر روی زمین برمیگردد، اما در کاربرد استعاری و ثانوی خود، معنای ابطال، تفنید و رد کردن یک حجت یا ادعا را به خود گرفته است.
در متون دینی و به ویژه قرآن کریم، این واژه معمولاً در سیاق تلاش جبهه باطل برای مخدوش کردن و از اعتبار انداختن کلام حق به کار میرود. وقتی ادعایی «ادحاض» میشود، یعنی پایههای منطقی آن چنان لغزان و سست میشود که به طور کامل سقوط کرده و از درجه اعتبار ساقط میگردد.