یعنی چه
«جزاه» واژهای عربی (فعل و ضمیر) است که در متون فارسی و دعایی کاربرد دارد. این کلمه از فعل ماضی «جَزَی» (پاداش داد/کیفر داد) و ضمیر متصل «هُ» (او را) تشکیل شده است و به معنای تلافی کردن عمل کسی، خواه با پاداش نیکو و خواه با مجازات و کیفر است.
تلافی
تلفظ دقیق این کلمه بر اساس قواعد عربی «جَزاهُ» با فتح جیم و اشباع ضمه هاء در صورت وصل، و در فارسی به صورت «جَزاه» (Jazaah) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به راهنمای «او را پاداش داد» یا «کیفر داد او را»، دقیقاً کلمه ۴ حرفی «جزاه» است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادل انگلیسی آن برای پاداش خیر و کیفر شر متفاوت است.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در این زبان به معنای پاداش دادن یا مجازات کردن فرد به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این فعل عبارتند از: «او را پاداش داد»، «او را مکافات کرد»، «سزای او را داد» یا «تلافی کرد برای او».
در قرآن
خود ترکیب دقیق و متصل «جزاه» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، ریشه اصلی آن یعنی «جزی» و مشتقات مختلف آن مانند «جزاء»، «تجزی» و «یجزی» بیش از ۱۰۰ مرتبه در آیات قرآن (مانند آیه ۶۰ سوره الرحمن: هَلْ جَزَاءُ الْإِاحْسَانِ إِلَّا الْإِاحْسَانُ) استفاده شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل جزاه
کلمه «جزاه» یک واژه مستقل در زبان فارسی معیار به شمار نمیرود، بلکه یک ساختار فعلی مشتق از زبان عربی است که به پهنه ادبیات، متون کهن و اصطلاحات دعایی فارسی راه یافته است. این کلمه ترکیبی از فعل ماضی «جَزی» و ضمیر مفعولی «هُ» است که در مجموع مفهوم «او را پاداش داد» یا «او را کیفر داد» را منتقل میکند. در عرف زبانی و کاربردهای روزمره، این کلمه بیشتر در عبارات دعایی مثبت مانند «جزاه الله خیراً» (خداوند به او پاداش نیکو دهد) به چشم میخورد.
از نظر معنایی، ریشه این واژه اصطلاحاً ذووجهین است؛ یعنی هم برای بازتاب کار نیک (پاداش و سزا) و هم برای بازتاب کار بد (کیفر و مجازات) کاربرد دارد، هرچند که در اذهان عمومی وجه مثبت آن متبادرتر است. در طراحهای جدول کلمات متقاطع، این کلمه به عنوان یک پاسخ ۴ حرفی برای راهنماهایی با مضمون تلافی و مکافات دادن به کسی مد نظر قرار میگیرد.