یعنی چه
واژه «دور» چندمعنایی است؛ در اصطلاح فارسی به معنای بعید، پرت و دارای فاصله زیاد مکانی یا زمانی از مبدأ است. در معنای دوم که ریشه در زبان عربی دارد، به حرکت چرخی و دَوَرانی پیرامون یک مرکز، نوبت، عهد، روزگار یا پویه اطلاق میشود. همچنین در منطق و فلسفه، به باطل بودن استدلالی میگویند که اثبات دو امر به یکدیگر وابسته باشد.
تلفظ
این واژه بسته به معنای آن دو تلفظ رایج دارد: برای معنای فاصله و مسافت مساوی با [dūr/dōr] و برای معنای چرخش، دوره و روزگار مساوی با [davr] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه بسته به تعداد حروف میتواند «معنی دور»، «بعید»، «پرت»، «دوران» یا «چرخه» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به تفاوتهای معنایی این واژه از لغات گوناگونی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه بعید معادل دوری مسافت است و خود کلمه دور به معنای چرخش و نوبت به کار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژه Uzak دقیقاً معنای دوری مسافت را میدهد و واژههایی نظیر Devir مفهوم دوران را میرسانند.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی این واژه شامل دوردست، پرت، بعید، متباعد (در بحث مسافت) و گردش، چرخه، دوران، عهد و روزگار (در بحث زمان و حرکت) هستند.
جمعبندی و توضیح کامل معنی دور
واژه «دور» در زبان فارسی یک نمونه جذاب از کلمات چندمعنایی با ریشههای متمایز است. بخشی از معنای آن که به فاصله، مسافت زیاد و غیرنزدیک بودن اشاره دارد، ریشه در زبان ایرانیک و پارسی باستان (پهلوی dūr) دارد. این بخش از معنا همواره در برابر واژه «نزدیک» قرار میگیرد و تداعیکننده افقهای ناشناخته و جدایی است.
بخش دیگری از کاربرد این واژه که به مفاهیمی چون چرخش، دوره، نوبت، زمانه و عهد اشاره میکند، مأخوذ از ریشه عربی آن است. این همپوشانی زبانی باعث شده که واژه دور در ادبیات، فلسفه و منطق کاربردهای بسیار وسیعی پیدا کند؛ به طوری که از یک سو در منطق اصطلاح «دور باطل» را میسازد و از سوی دیگر در عرفان به «دایره وجود» و سیر صعودی و نزولی روح اشاره دارد.