یعنی چه
واژه دابه در اصل از ریشه عربی دبیب به معنای آهسته راه رفتن و خزیدن گرفته شده است. این کلمه به هر موجود زنده و جنبندهای که روی زمین حرکت میکند (شامل انسان و حیوان) اطلاق میشود؛ اما در اصطلاح عامیانه و کاربرد رایجتر، بیشتر به حیوانات چهارپای سواری یا بارکش مانند اسب و شتر گفته میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با تشدید روی حرف «ب» به صورت «دابّه» است. در زبان فارسی معمولاً بدون تشدید تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «جنبنده»، «چهارپا» یا «نشانه آخرالزمان»، کلمه ۴ حرفی «دابه» یا جمع آن «دواب» مد نظر است.
به انگلیسی
در ترجمههای قرآنی معمولاً از عبارت moving creature برای رساندن مفهوم دقیق جنبنده استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مدرن، حیوان کاربرد عامتری دارد اما دابه کماکان در متون فقهی، قرآنی و کلاسیک به کار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای اشاره به مفهوم جنبنده از Canlı و برای چارپایان بارکش از اصطلاحات ترکیبی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل جنبنده (برای معنای عام قرآنی) و چهارپا یا ستور (برای معنای خاص بارکشی و سواری) است.
جمعبندی و توضیح کامل دابه
واژه «دابه» یک واژه اصالتاً عربی است که از ریشه «د ب ب» به معنی خزیدن و آرام راه رفتن مشتق شده و به زبان فارسی راه یافته است. در لغتنامههای بزرگی چون دهخدا، معین و عمید، این کلمه در دو سطح معنایی تعریف شده است؛ در معنای وسیع و قرآنی، دابه به هر موجود زنده و جنبندهای روی زمین (حتی انسانها) اشاره دارد، اما در کاربرد عرفی و روزمره، بیشتر به چهارپایان اهلی، ستوران و حیوانات بارکش یا سواری اطلاق میشود.
این کلمه بار معنایی و مذهبی عمیقی نیز در فرهنگ اسلامی دارد و حدود ۱۸ بار در قرآن کریم تکرار شده است. یکی از معروفترین کاربردهای خطیر آن، اصطلاح «دابّة الأرض» در آیه ۸۲ سوره نمل است که به موجودی اسرارآمیز در آخرالزمان اشاره میکند. این موجود طبق روایات، در آستانه رستاخیز ظاهر میشود، با مردم سخن میگوید و به عنوان نمادی از اتمام حجت، جدایی حق از باطل و نشانهای بزرگ از قیامت شناخته میشود.