یعنی چه
تبعه در زبان فارسی امروز به کسی گفته میشود که تابعیت یک کشور را دارد و از حقوق و تکالیف قانونی و سیاسی آن دولت برخوردار است. این واژه در اصلِ زبان عربی به معنای پیروان و تابعان بوده، اما در فارسی معاصر به صورت مفرد و به معنی شهروند یا اهل یک کشور به کار میرود.
مترادف
واژههایی مانند شهروند و تابع دقیقترین مترادفهای امروزی این کلمه در بافت حقوقی و سیاسی هستند.
تلفظ
این کلمه با فتح حروف تاء، باء و عین به صورت [تَبَعِه] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «شهروند» یا «تابع یک کشور» میتواند واژه ۴ حرفی «تبعه» باشد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن و نوع حکومت (جمهوری یا پادشاهی)، از معادلهای متفاوتی در انگلیسی استفاده میشود.
به فارسی
دقیقترین و سرهترین برگردان یا معادل فارسی برای واژه تبعه، کلمه «شهروند» یا ترکیب «اهل یک کشور» است.
جمعبندی و توضیح کامل تبعه
واژه «تبعه» یکی از اصطلاحات کلیدی در حقوق بینالملل و علوم سیاسی است که رابطه حقوقی، معنوی و سیاسی یک شخص حقیقی را با یک دولت خاص تعریف میکند. این اصطلاح مشخص میکند که فرد در قبال دولت متبوع خود چه تکالیفی (مانند پرداخت مالیات یا خدمت سربازی) دارد و در مقابل، از چه حقوق و حمایتهایی (مانند امنیت و حق رای) برخوردار است.
از نظر ریشهشناسی، این کلمه از ریشه عربی «ت ب ع» به معنی پیروی و دنبالهروی گرفته شده است. جالب اینجاست که در عربی، تبعه به عنوان ساختار جمع برای واژه «تابع» استفاده میشده، اما در سیر تطور زبان فارسی، تغییر کارکرد داده و امروزه به عنوان یک کلمه مفرد هممعنی با شهروند به کار میرود و جمع آن را به صورت «اتباع» مینویسند.