یعنی چه
دست سائیدن (یا دست ساییدن) در زبان و ادبیات فارسی به معنای لمس کردن، دست زدن به چیزی با انگشتان یا کف دست، و یا مالیدن دستها به یکدیگر یا بر روی یک شیء است. این ترکیب یک فعل مرکب کهن است که در متون قدیمی برای توصیف حس لامسه، امتحان کردن جنس یک شیء یا ابراز توجه و ارادت به کار میرفته است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه یا فعل لغوی معمولاً با توجه به تعداد حروف خواستهشده تعیین میشود. واژه اصلی «دست سائیدن» دارای ۹ حرف است، اما معادلهای روان آن مانند «لمس» یا «دست سودن» نیز پرکاربرد هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، میتوان از افعال حرکتی مربوط به دست و لمس استفاده کرد؛ مانند to rub with the hand برای مالیدن یا to touch برای تماس فیزیکی.
به فارسی
واژگان هممعنی و جایگزین در زبان فارسی برای این اصطلاح عبارتند از: دست سودن، پسودن، مالش دادن، مَس کردن و دست کشیدن. از نظر ریشهشناسی، بخش دوم این فعل از «ساییدن» یا «سودن» پهلوی (sūtan) میآید که با مفاهیمی مثل صیقل دادن یا فرسودن همخانواده است.
در قرآن
عبارت ترکیبی «دست سائیدن» به صورت مستقیم و عربیشده در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، از نظر معنایی با واژگانی چون «لَمْس» (مانند آیه ۷ سوره انعام: فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ) یا مفهوم «مَسّ» که به معنای برخورد فیزیکی و تماس دست است، کاملاً همخوانی و مطابقت مفهومی دارد.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات کلاسیک فارسی، «دست بر دست سائیدن» (یا دست سودن) کنایه و نمادی از تأسف، حسرت، افسوس و ندامت عمیق است؛ همانطور که در شعر سعدی برای بیان پشیمانی آمده است. از سوی دیگر، دست سائیدن بر چیزی مقدس یا جامه معشوق، نمادی از تبرکجویی، ارادت، تملک عاطفی و تکریم محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دست سائیدن
«دست سائیدن» (یا دست ساییدن) یک فعل مرکب کهن و اصیل در زبان فارسی است که در وهله اول معنای مادی و فیزیکی دارد؛ یعنی همان لمس کردن، دست کشیدن روی سطوح یا مالیدن دستها به یکدیگر. این واژه از دو جزء «دست» و فعل «ساییدن» (از ریشه پهلوی) ساخته شده و نشاندهنده به کارگیری حس لامسه است.
در حوزه ادبیات کلاسیک، این واژه فراتر از یک اقدام فیزیکی ساده رفته و کارکردهای استعاری و کنایی ظریفی پیدا میکند. برای مثال، مالیدن دستها به هم نماد بارز پشیمانی و حسرت خوردن (دریغ) است. همچنین در متون عرفانی و عاشقانه، دست ساییدن به خاک آستان یا جامه، جلوهای از ارادت، کسب برکت و تواضع عاشق در برابر معشوق را به تصویر میکشد.
اگرچه این ترکیب عینی در قرآن مجید نیامده است، اما مفاهیم متناظر آن نظیر مس و لمس بارها در آیات با کارکردهای فقهی و توصیفی مطرح شدهاند. در مجموع، این عبارت واژهای با ریشههای عمیق ادبی است که امروزه بیشتر در قالبهای مکتوب و رسمی کاربرد دارد.