یعنی چه
فیمبریا یک اصطلاح تخصصی در علوم زیستشناسی و پزشکی است که به ساختارها، لبهها یا زوائد ریشمانند و انگشتواره اطلاق میشود. این واژه در دو حوزه کاربرد اصلی دارد: اول در کالبدشناسی (آناتومی) که به رشتههای انتهای لولهٔ فالوپ رحمی برای هدایت تخمک گفته میشود، و دوم در میکروبشناسی که به رشتههای پروتئینی نازک و کرکمانند بر سطح باکتریها جهت چسبیدن به سطوح اشاره دارد.
تلفظ
این واژه به صورت فِیمبریا (Fimbria) تلفظ میشود که شکل جمع آن در زبان تخصصی فیمبریه (Fimbriae) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «زوائد انتهای لوله رحمی» یا «رشتههای باکتریایی»، واژه ۷ حرفی «فیمبریا» مد نظر است. همچنین واژههای شرابه یا کرک نیز ممکن است به عنوان معادل به کار روند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از واژه fimbria برای توصیف این زوائد استفاده میشود. در متون عمومیتر زیستشناسی گاهی از کلمه fringe به معنای حاشیه یا ریشک نیز استفاده میگردد.
به فارسی
واژه فیمبریا یک اصطلاح اصیل فارسی نیست. واژهگزینیهای تخصصی و فرهنگستان برای بخش باکتریایی واژه «کرک» و برای بخش آناتومی واژههای «شرابه» یا «زوائد انگشتواره» را پیشنهاد کردهاند.
در قرآن
واژه فیمبریا یک اصطلاح علمی و کالبدشناسی مدرن با ریشه لاتین است و هیچگونه سابقه یا کاربردی در متون کهن عربی و قرآن کریم ندارد.
نماد چیست
فیمبریا دارای نماد سنتی، ادبی یا اسطورهای نیست. در کاربرد استعاری و علمی، این واژه نماد و مظهر «اتصال و چسبندگی» (در باکتریها) و «دریافت و هدایت» (در سیستم تولید مثل) به شمار میرود.
معنی انگلیسی/خارجی
واژه Fimbria مستقیماً از زبان لاتین وارد انگلیسی و اصطلاحات پزشکی شده است. در زبان لاتین عامیانه، این کلمه به معنای ریشه یا حاشیه ریشدار لباس بوده که بعدها به دلیل شباهت ظاهری، برای نامگذاری زوائد نخیشکل زیستی وام گرفته شده است.
جمعبندی و توضیح کامل فیمبریا
واژه «فیمبریا» یک اصطلاح کاملاً علمی، تخصصی و پزشکی با ریشه لاتین است که در زبان فارسی عمومی کاربرد روزمره ندارد. این واژه در کالبدشناسی به زوائد شرابه مانند و انگشتواره در انتهای لولههای رحمی (فالوپ) اشاره دارد که وظیفه حیاتی گرفتن و هدایت تخمک را بر عهده دارند.
در میکروبشناسی نیز فیمبریا به رشتههای پروتئینی مو مانند بر سطح باکتریها گفته میشود که به عامل بیماریزا کمک میکند تا به سلولهای میزبان بچسبد. معادلهای فارسی مصوب آن بسته به کاربرد، شامل واژههایی چون کرک، شرابه و حاشیه ریشدار است.