یعنی چه
در متون کهن فارسی و اخترشناسی قدیم، «ستاره مریخ» اصطلاحی برای اشاره به سیاره مریخ (Planet Mars) بوده است. در واقع در نجوم قدیم، سیارات را هم نوعی ستاره (ستاره سیار در برابر ستاره ثابت) میدانستند. این جرم آسمانی به دلیل وفور اکسید آهن در سطح آن، از زمین به رنگ سرخ دیده میشود و در هیئت بطلمیوسی آن را ستاره فلک پنجم مینامیدند.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه «ستاره» با کسره اضافه و «مِرّیخ» با تشدید روی حرف «ر» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف میتواند خود کلمه، بهرام، خنس یا جلاد فلک باشد.
به انگلیسی
معادل اصلی این واژه در زبان انگلیسی Mars است که ریشه در اسطورههای رومی دارد.
به فارسی
نام اصیل، کهن و فارسیایرانی این جرم آسمانی «بهرام» یا «وهرام» است. واژه ستاره نیز از ریشه فارسی میانه stār به معنای جرم نورانی آسمانی گرفته شده است.
در قرآن
نام مریخ به طور صریح در قرآن کریم ذکر نشده است؛ اما این سیاره در دسته «کواکب» و «خُنَّس» (ستارگان پنهانشونده و سیار) قرار میگیرد که در آیاتی مانند آیه ۱۵ سوره تکویر («فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ») به آنها سوگند یاد شده است.
نماد چیست
در اسطورهشناسی و طالعبینی کهن، مریخ به دلیل رنگ سرخش نماد جنگ، خونریزی، انرژی، قدرت فیزیکی و سپهسالاری است. در ادبیات فارسی به آن لقبهایی چون «جلاد فلک» یا «سلاحشور چرخ» دادهاند و در احکام نجومی قدیم، آن را «نحس اصغر» (مظهر خشم و خصومتهای کوچک) در تقابل با سیارات سعد مانند زهره میدانستند.
جمعبندی و توضیح کامل ستاره مریخ
عبارت «ستاره مریخ» یک اصطلاح ترکیبی در نجوم و ادبیات کهن فارسی است. در علم هیئت قدیم، تفاوت ساختاری امروز میان ستاره و سیاره وجود نداشت و تمام اجرام نورانی آسمان ستاره نامیده میشدند؛ از این رو به چهارمین سیاره منظومه شمسی، ستاره مریخ میگفتند که نام اصیل ایرانی آن «بهرام» است.
واژه مریخ معرب است و در ریشهشناسی احتمالا با واژه «مرخ» (درختی با چوب آتشزا) به دلیل شباهت به سرخی آتش همریشه است. این واژه در فرهنگ و ادبیات منظوم فارسی جایگاه ویژهای داشته و به عنوان نماد جنگ، شجاعت نظامی، خشم و جلادی فلک شناخته میشده است.