یعنی چه
این واژه در زبان فارسی از ترکیب «تاه» (به معنی لا، چین، لایه یا فرد) و پسوند دارندگی «دار» ساخته شده است و به هر چیزی که دارای چینخوردگی، لایههای متعدد یا حالت خمشده باشد اشاره دارد. همچنین در وجهی دیگر میتواند صورت گفتاری یا نوشتاری واژه «تهدار» به معنی چیزی باشد که دارای کف، پایه یا بنیاد است.
تلفظ
در حالت اول با الف اشباع شده و سکون هاء (tāhdār) به معنی لایهدار، و در حالت دوم با فتح تاء (tahdār) به معنی دارای ته و پایه خوانده میشود.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، این واژه به عنوان پاسخ ۶ حرفی برای راهنماهای «چیندار»، «لایهدار» یا «ظرف پایهدار» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به ریشه مد نظر، اگر منظور چینخوردگی باشد از واژگان مربوط به تا کردن و اگر منظور داشتن پایه باشد از واژگان مربوط به کف و قاعده استفاده میشود.
به عربی
در ترجمه عربی برای مفهوم لایهدار از تعابیر طَیّ و برای مفهوم تهدار از تعابیر قاعده و قاع استفاده میشود.
به فارسی
واژههای سره و اصیل فارسی که میتوانند به جای این ترکیب به کار روند شامل تادار، تاخورده، مچاله، کفدار و عمیق هستند.
جمعبندی و توضیح کامل تاه دار
واژه «تاهدار» (یا تاه دار) در زبان فارسی اصیل یک مدخل مستقل و بسیار رایج در متون کلاسیک نیست، بلکه ترکیبی اشتقاقی است که از دو مسیر معنایی قابل بررسی است. در مسیر نخست، این واژه از ریشه پارسی میانه «تک» یا «تاگ» به معنی لایه و چین گرفته شده و به معنای چیزی است که چینخوردگی دارد، دولا شده است یا مانند زلف حالت مجعد دارد. این ساختار معنایی بیشتر در ترکیبات وصفی نظیر جامه دوتاهدار دیده میشود.
در مسیر دوم که به باور بسیاری از کارشناسان و لغتنامهها در جستجوهای روزمره مردم رایجتر است، این کلمه صورتِ نوشتاری یا گفتاریِ واژه «تهدار» است. تهدار به هر نوع ظرف، جام یا شیئی اطلاق میشود که دارای کف، پایه، عمق یا بنیاد مشخصی باشد و در مقابل اشیاء بیکف یا بیپایه قرار میگیرد.
بنابراین در مواجهه با این واژه در بازیهای جدول یا متون، باید به تعداد حروف (۶ حرف) و فحوای کلام دقت کرد تا مشخص شود هدف شیء چینخورده است یا ظرفی که پایهای برای ایستادن دارد.