یعنی چه
بساوند یک واژه کهن و کمکاربرد در زبان فارسی دری است که بیشتر در متون ادبی و دانش عروض به کار میرفته است. این واژه به سه معنای اصلی دلالت دارد: نخست به عنوان قافیه شعر، دوم به معنی هر چیز متأخر یا پیوسته در پایان (نزدیک به مفهوم پسوند امروزی) و سوم به معنای دو چیز که با هم تناسب، پیوند یا شباهت داشته باشند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت بَساوَند (بَ + سا + وَند) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه «بساوند» به عنوان یک پاسخ ۶ حرفی برای راهنماهایی همچون «قافیه شعر»، «پساوند» یا «دو چیز متناسب» شناخته میشود.
به انگلیسی
معادل انگلیسی این واژه بر اساس کاربرد مد نظر، در مبحث شعر Rhyme، در دستور زبان Suffix و در بیان تناسب کلمات Proportional یا Symmetrical است.
به فارسی
برگردانها و واژگان جایگزین فارسی این کلمه شامل قافیه، پساوند، پسوند، همتا، همقافیه و متناسب است. متضاد ادبی و دستوری آن نیز کلماتی مانند پیشاوند، ناهمگون یا بیتناسب هستند.
نماد چیست
از نظر مفهوم نمادین، واژه بساوند در متنهای ادبی نمادی از هماهنگی در پایان کلام، نظم ساختاری و موسیقی درونی شعر کلاسیک به شمار میرود. این کلمه فاقد کاربرد یا پیشینه در متن قرآن کریم است.
جمعبندی و توضیح کامل بساوند
واژه «بساوند» یکی از لغات اصیل، کهن و فراموششده زبان فارسی دری است که ریشه در ابدال و تغییر شکل کلمه «پساوند» (پس + آوند) دارد. آوند در این ترکیب به عنوان پسوند پیوند و نسبت عمل میکند و روی هم رفته معنای چیزی را میدهد که در پایان میآید و اتصال ایجاد میکند.
بیشترین کاربرد این واژه در گذشته مربوط به دانش عروض و نقد ادبی بوده که به عنوان مترادفی برای «قافیه شعر» به کار میرفته است. نظمبخشی و ایجاد تناسب میان کلمات همصدا در انتهای ابیات، دلیل اصلی این نامگذاری بوده است.
امروزه این واژه کاربرد عمومی خود را از دست داده و بیشتر در طراحی جدولهای کلمات متقاطع یا در پژوهشهای متون نظم قدیمی دیده میشود. شناخت آن به درک بهتر ریشهشناسی واژگانی همچون پسوند و پیشوند در دستور زبان امروزی کمک میکند.