یعنی چه
تعطف نمودن در لغت به معنای مهر ورزیدن، شفقت داشتن و با رأفت و دلسوزی رفتار کردن با دیگری است. این واژه در متون ادبی و رسمی به کار میرود و نشاندهندهٔ لطف، عنایت و توجه همراه با مهربانی بزرگان یا افراد به یکدیگر است. در معنای لغوی ثانویه و ریشهای نیز به معنای متمایل شدن یا ردا به خود پیچیدن آمده است.
تلفظ
این عبارت از دو بخش تشکیل شده است: «تَعَطُّف» که واژهای عربی بر وزن تَفَعُّل است و «نمودن» که فعل معین فارسی است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، واژهٔ «تعطف نمودن» دقیقاً ۹ حرف دارد و به عنوان معادل عباراتی چون شفقت کردن یا مهرورزی به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم تعطف نمودن از افعالی که نشاندهندهٔ ابراز شفقت، مهربانی و دلسوزی هستند استفاده میشود.
به عربی
این مصدر در اصل از ریشه ثلاثی مجرد «ع ط ف» در زبان عربی و از باب تفعل گرفته شده است که معنای مبالغه در مهربانی و تمایل قلبی را میرساند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و واژگان جایگزین برای این عبارت شامل ترحم کردن، شفقت ورزیدن، مهربانی کردن، لطف کردن، عنایت کردن و احسان کردن است.
نماد چیست
این واژه به طور خاص نماد اسطورهای یا تصویری ثبتشدهای ندارد؛ اما در مفاهیم اخلاقی و متون ادبی، نمادی از بزرگواری، انساندوستی، شفقت و مظهر رحمت قلبی به شمار میرود که در قالب تصویر «قلب» یا «دستِ نوازش» تجلی مییابد.
جمعبندی و توضیح کامل تعطف نمودن
واژهٔ «تعطف نمودن» یک مصدر ترکیبی فارسیسازیشده است که از تکواژ عربی «تَعَطُّف» (از ریشه ع ط ف به معنی میل و انحنای قلبی) و فعل معین فارسی «نمودن» ساخته شده است. این عبارت در زبان فارسی به معنای شفقت ورزیدن، مهرورزی، دلجویی و با رأفت و بزرگواری با دیگران رفتار کردن است و بیشتر در متون رسمی، اخلاقی و ادبیات کلاسیک کاربرد دارد.
اگرچه خود این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده است، اما ریشه آن کاربردهای متعددی در زبان عربی دارد و در ادعیه اسلامی نیز از صفات الهی به شمار میرود. متضاد این واژه مفاهیمی همچون جفا، قساوت قلب، سنگدلی و خشونت ورزیدن است که نشاندهندهٔ بار معنایی مثبت و انسانی این اصطلاح در فرهنگ زبانی ماست.