یعنی چه
واژه «حیقر» در لغتنامههای کهن (مانند منتهیالارب و آنندراج) به معنای فردی خوار، ذلیل، ناتوان، پستمرتبه و کسی که اصالت خانوادگی پایینی دارد (لئیمالاصل) به کار رفته است. این کلمه با واژه رایج «حقیر» هممعنی است.
تلفظ
این واژه به صورت فتح حاء، سکون یاء، فتح قاف و سکون راء (حَیْقَر) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ ۴ حرفی در جدول خود واژه «حیقر» است. از طراحان جدول ممکن است به عنوان راهنما از کلماتی چون خوار، ذلیل، ضعیف یا فرومایه استفاده کنند.
به انگلیسی
برابرهای انگلیسی این واژه نشاندهنده خواری، ناتوانی و پستی مرتبه هستند.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در این زبان به عنوان صفت مشبهه یا صیغه مبالغه برای اشاره به ضعف و پستی به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه کلماتی چون خوار، ذلیل، ناتوان، فرومایه و پست هستند که مرتبه پایین اجتماعی یا اخلاقی فرد را نشان میدهند.
در قرآن
واژه «حیقر» به صورت لفظی در قرآن مجید وجود ندارد. با این حال، مفاهیم همسو با آن مانند ذلت و خواریِ ناشی از سرکشی، با واژههای دیگری نظیر «ذلیل» و «صاغرون» در آیات مطرح شده است.
نماد چیست
برای واژه کمکاربرد «حیقر» هیچ نماد فرهنگی، اسطورهای یا تصویرسازی ادبی خاصی در منابع فارسی و عربی ثبت نشده و صرفاً یک صفت توصیفی برای پستی و ناتوانی است.
جمعبندی و توضیح کامل حیقر
واژه «حیقر» یک صفت بسیار کمکاربرد و تخصصی با ریشه عربی است که به کتابهای لغت قدیمی فارسی مانند فرهنگ دهخدا، آنندراج و منتهیالارب راه یافته است. این واژه به معنای فردی خوار، ذلیل، ناتوان و فرومایه است و از نظر ریشهشناسی با مفاهیمی چون حقارت و تحقیر پیوند دارد.
باید توجه داشت که این کلمه در زبان روزمره فارسی کاربردی ندارد و نباید آن را با واژه بسیار رایج «حقیر» اشتباه گرفت؛ هرچند که از نظر معنایی با آن همراستا است. همچنین، املای این واژه نباید با «هایقر» (تنگه معروف هایقر در استان فارس) که واژهای ترکی به معنی فریاد زدن است، خلط شود.
در مجموع، حیقر واژهای چهار حرفی است که در حل جدولهای متقاطع یا متون ادبی بسیار کهن به کار میآید و نشاندهنده اوج ضعف، بیارزشی و پایین بودن مرتبه انسانی یا اجتماعی یک فرد در ادبیات کلاسیک است.