یعنی چه
«اضطلع» واژهای کلاسیک و ادبی است که به معنای برخاستن به کاری، متکفل شدن و توانایی انجام دادن کاری به نحو احسن است. این کلمه زمانی به کار میرود که فردی علاوه بر پذیرفتن یک مسئولیت، قدرت و کفایت لازم برای به سرانجام رساندن آن را نیز داشته باشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت اِضْطَلَعَ (در زبان عربی با صدای ضاد و طاء متمایز) است که در زبان فارسی معمولاً اِضْطَلَع خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «عهدهدار شد»، «به عهده گرفت» یا «پذیرفتن مسئولیت» میآید.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، عباراتی که نشاندهنده پذیرش مسئولیت یا داشتن کفایت لازم برای یک امر هستند به عنوان معادل به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی که ریشه اصلی این واژه است، افعالی مانند تولّی و تکفّل همپوشانی معنایی بسیار نزدیکی با آن دارند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن شامل عباراتی چون «عهدهدار شدن»، «برخاستن به کاری»، «پذیرفتن مسئولیت» و «توانایی انجام کار داشتن» است.
نماد چیست
در متون ادبی و رسمی، این واژه نمادی از آمیختگی «توانایی علمی و عملی» با «تعهد و مسئولیتپذیری» است و معمولاً برای توصیف کاردانی مدیران، عالمان یا افراد صاحبنظر به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل اضطلع
واژه «اضطلع» یک فعل ماضی از باب افتعال در زبان عربی (از ریشه ض ل ع) است که به عنوان یک وامواژه ادبی و کتابی وارد زبان فارسی شده است. این کلمه معنایی فراتر از یک پذیرش ساده دارد؛ بلکه به معنای عهدهدار شدن مسئولیت یا کاری مهم همراه با شایستگی، تخصص و توانایی کامل برای به سرانجام رساندن آن است.
در ساختار صرفی، این واژه در اصل «اِضْتَلَعَ» بوده که به دلیل همنشینی حرف «ت» با «ض»، طبق قواعد ابدال به «ط» تبدیل شده است. مشتقات این واژه مانند «مُضطَلِع» (به معنی کاردان و مسلط به امر) نیز در نثرهای اداری، حقوقی و رسمی فارسی کاربرد زیادی دارند. لازم به ذکر است که این فعل با این ساختار در متن قرآن کریم به کار نرفته است.