یعنی چه
در اصطلاحات فقهی و حقوقی، به طرفی از قرارداد یا عقد گفته میشود که اعمال حق خیار (حق برهم زدن معامله) از سوی طرف مقابل، به ضرر و علیه او انجام میشود. او ملزم به پایبندی به معامله است و تا زمان تصمیمگیری صاحب حق فسخ، مالکیت یا وضعیت حقوقیاش در حالت تزلزل و انتظار قرار دارد.
تلفظ
این عبارت به صورت «مَن عَلَیهِ الخِیار» (man 'alayhil-khiyār) تلفظ میشود که یک ترکیب اصطلاحی عربی در فقه و حقوق است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً خود «من علیه الخیار» با ۱۲ حرف است. همچنین بسته به طراح جدول، گاهی «مشروط علیه» یا «ملتزم به عقد» نیز به عنوان پاسخهای جایگزین و هممعنی مد نظر قرار میگیرند.
به انگلیسی
در متون حقوقی انگلیسی، برای اشاره به این مفهوم از عباراتی استفاده میشود که نشاندهنده تعهد یک طرف در برابر حق انتخاب و فسخ طرف دیگر است.
به عربی
این اصطلاح اساساً از فقه اسلامی و زبان عربی وارد حقوق مدنی ایران شده و در منابع فقهی عیناً به همین صورت در مباحث مربوط به احکام خیارات به کار میرود.
به فارسی
معادل فارسی روان این اصطلاح، «طرفِ قابل فسخ علیه او»، «ملتزم به عقد» یا «کسی که حق فسخ به ضرر اوست» میباشد که در برابر واژه «ذوالخیار» یا «من له الخیار» (صاحب حق فسخ) قرار میگیرد.
در قرآن
خودِ این ترکیب فقهی و حقوقی در قرآن مجید وجود ندارد؛ اما ریشههای لغوی آن مانند «علیه» و واژه «الخیره» (به معنی حق انتخاب و برگزیدن) در آیاتی نظیر آیه ۳۶ سوره احزاب به کار رفتهاند.
جمعبندی و توضیح کامل من علیه الخیار
عبارت فقهی و حقوقی «مَن عَلَیهِ الخِیار» به زبان ساده به معنای کسی است که حق فسخ معامله به ضرر اوست. در یک قرارداد مالی یا خرید و فروش، اگر یکی از طرفین حق برهم زدن معامله (خیار) را داشته باشد، به او «ذوالخیار» میگویند و در مقابل، به طرفی که باید منتظر تصمیم او بماند و حق فسخ بر ضد او اعمال میشود، «من علیه الخیار» گفته میشود.
این اصطلاح که در مواد قانون مدنی ایران (مانند مواد ۴۵۴ و ۴۵۵) کاربرد دارد، در واقع نشاندهنده تزلزل مالکیت و تعهد است؛ چرا که وضعیت قطعی مال یا معامله تا پایان مدت زمانِ خیار، کاملاً وابسته به اراده و تصمیم طرف مقابل است و شخص متعهد هیچ اختیاری در جلوگیری از فسخ ندارد.